درست يک ماه است که اينجا هستم. در اين سرزمين سرد که مي توان از پشت پنجره هايش به برف بيرون نگاه کرد و يکسره آن لاين بود و يکسره در دسترس بود. در دسترس هر کس جز خودت. گفت بنويس. يک سال بود که ميگفت بنويس و من ميگفتم با اين اينترنت ساعتي خداتومان ترجيح ميدهم اراجيف نبافم .هرچند ديگران با همان اينترنت دست و پا بسته نوشتند و خو ب هم نوشتند. بعضي ها براي ننوشتن بيشتر از نوشتن بهانه دارند.بعد همان که ابولابلاگرش خوانيد گفت اين روزها که تو تجربه ميکني براي بازگفتن مي ارزند.بد هم نگفت.
بعد از اين اگر قصد کوچيدن به اين سرزمين داريد روي قيمت ديگ و سيخ و قابلمه و بليط سينما تا ماجراي خريد ماشين و خانه و غيره و غيره که برايتان ميگويم مي توانيد حساب کنيد. خير سرم سابقه ده سال کار ژورناليستي ناپيوسته پشت سر دارم.قدري گزارش کردن بلدم.