یادم است بچه که بودم یکی از چیزهایی که فلسفه اش برایم قابل فهم نبود بعضی از لباس های فرنگی بود که نمی فهمیدم چرا به این شکل طراحی شده اند. یکی از نفهیمدنی ترین آنها هم بلوز و ژاکت های زنانه بود. نمی فهمیدم که چطورممکن است آدم در یک فصل هم بلوز آستین کوتاه بپوشد و هم ژاکت .آن هم بلوز آستین کوتاه بافتنی.
اولین سفری که در فصل بهار به فرنگ رفتم فلسفه این ماجرا را فهیمدم.وقتی در سرزمینی زندگی کنید که صبح دمای هوا نزدیک به صفر است و بعد از ظهر گرم و آفتابی آن وقت می آموزید که برای هماهنگی با تغییرات دمای هوا در طول یک روز متناسب با هر وضعیتی لباس مناسب داشته باشید.ژاکت برای سرمای صبح و آستین کوتاه برای گرمای بعد ازظهر.البته در تورنتو این قضیه کمی شدید تر است. صبح باید کاپشن و دستکش داشته باشید (البته اگر پیاده بیرون می روید و ماشین ندارید) و بعد ازظهر آستین رکابی هم مانعی ندارد! کسی نیست به ما بگوید بالخره لباس زمستانی هارا کی باید جمع کنیم.
در مورد تو رنتو یک چیز دیگر را هم که باید یاد گرفت این است که دمای هوا دو وضعیت دارد. اداره هواشناسی همیشه وضعیت دمای هوارا به دو شکل اعلام میکند. با باد سرد و بدون باد سرد. این بادهای سرد تورنتو من را به یاد نجف آباد اصفهان می اندازد. پدرم همیشه از سوز سرد زمستان های نجف آباد خاطراتی تعریف میکند. این سوز سرد من را به یاد آن خاطرات می اندازد.احتلاف دمای هوا با بادسرد گاه به ۸ درجه می رسد. با این باد سرد باید کنار بیایید.او همشهری همیشگی شماست.

حاشیه بزنید