اولين بار که برای خرید مواد غذایی بیرون رفتم با سرگیجه برگشتم. گمانم این مشکل را بسیاری در بدو ورود داشته باشند. مواد غذایی همان است که در سرزمین خودمان هم هست گیرم کمی قیافه اش تغییرکرده باشد. مثلا کاهو ها گوشتی شده باشند یا جعفری ها بوی درست و حسابی نداشته باشند .یا تره ها خیلی ظریف و باریک باشند و … اما بسته بندی و ظاهر اکثر آنها تغییر میکند. تازه اینجاست که متوجه می شوی با همه تبحرت در زبان بسیاری از واژه های تخصصی حوزه آشپزخانه و خورد و خوراک را نمی دانی. مشکل دیگر محاسبه وزن و اندازه مواد غذایی است. بعضی چیزها به کیلوگرم است و بعضی دیگر به پوند . چاره ای نبود. دفترچه و مدادم را در آوردم .سبد خرید را کنارگذاشتم و شروع کردم به یادداشت کردن لغاتی که بلد نبودم . این اتفاق بارها رخ داد و اکنون دیگر بدل به یک عادت شده. دفترچه و مدادم همراهم است . تابلوهای خیابان ها را می خوانم . برچسب اجناس مغازه ها و بازارها ی بزرگ را می خوانم و کلماتی را که نمی دانم یادداشت می کنم. متوجه شدم که کارترجمه و مطالعه ادبی و خبری زبان انگلیسی در سالهای گذشته موجب شده که از واژه های مربوط به زندگی روزمره باز بمانم. فروشگاه ها و بازارها نقش یک دفتر واژگان تصویری را ایفا میکنند. همه اجناس برچسب دارند و بر روی آنها نام کامل جنس نوشته شده. اینجوری آدم کم کم نام اجناس را به تفکیک یاد میگیرد.
یک روش مفید دیگر این است که تمام بروشورها و اگهی های تبلیغاتی که به صورت بسته های پستی در خانه می آید را مطالعه کنی. هم قیمت ها دستت می آید و هم می توانی از آنها به عنوان یک فرهنگ تصویری استفاده کنی. در بین این آگهی هاحال و هوای فکری و فرهنگی همسایه ها و محله هم دستت می آید.
و دیگر اینکه به هر کجا که رفتی . هر بروشوری که دستت دادند یا دم دستت گذاشتند جمع کن و به خانه بیاور. یا اینکه گوشه ای در خیابان بنشین .یک لیوان قهوه هم دم دستت و شروع کن به خواندن. بروشورهای مربوط به بانک. اداره مهاجرت و تامین نیروی انسانی و….
واضح است که باید به موارد بالا عضویت در کتابخانه عمومی و خواندن روزنامه و گوش دادن به رادیو را اضافه کرد. این یکی از بهترین روش ها برای دست یافتن به مجموعه واژگان مورد نیاز زندگی روزمره است.
اما می دانید بازمره ترین قسمتش کدام است ؟ اینکه وقتی برای خرید سبزی می روید با قسمتی مواجه می شوید که انواع سبزی های تازه بودار مثل پونه و تره و جعفری و شوید و گشنیز را گذاشته اند و یااز سر بی حوصلگی یا بیسوادی یک تابلو بالای همه آنها نصب کرده اند و همه را ازدم علف سبزخطاب کرده اند!

حاشیه بزنید