هرکس براي رفتن دليلي دارد.بعضي ها هم بي دليل راهي ميشوند .مي روند چون مد روز است. بعضي ميروند چون به تنگ آمده اند . بعضي ميروند چون نفس رفتن وهميشه رفتن آسوده اشان مي کند يا دل مشغول. رفتن هميشه يک ماجرا است همان طورکه ماندن ماجراي ديگري است. (رجوع کنيد به پرونده مجله فيلم درباب سفر مال نمي دانم کدام سال) اما وقتي رفتي به پشت سر نگاه نکن. دست کم تا رويش اولين جوانه ها ، به پشت سر نگاه نکن! به پشت سر نگاه نکن وگرنه سنگ خواهي شد. سنگ ! و سنگ زادن نمي داند و روييده نخواهد شد.

یک حاشیه to “”

  1. فرزانه:

    سنگ شده ام کاش زودتر میخواندم

حاشیه بزنید