حيف که دکتر شکرخواه اينجور وقتها نمي نويسد وگرنه بررسي مواجه رسانه‌هاي غربي با مسايل ايران کار ايشان است. تقريبا بعد از پنج روز که از شروع شورش‌هاي دانشجويي در ايران گذشت رسانه‌هاي کانادايي شروع به تهيه خبر و گزارش در اين مورد کردند.درطول هفته گذشته بخش‌هاي خبري مختلف در راديو و تلويزيون دولتي کانادا اين موضوع را به گونه‌اي پوشش دادند. تلويزيون انتاريو که يک تلويزيون آموزشي و فرهنگي است در ميرگزدي با حضور يک استاددانشگاه،روزنامه نگاري از روزنامه گلوب اند ميل و يک دانشجوي ايراني از اعضاي هييت مديريه انجمن دانشجويان ايراني دانشگاه تورنتو شورش‌هاي دانشجويي اخير را با وقايع ۱۸تير چهارسال پيش قياس کردند.دانشجوي ايراني به انگليسي روان و فصيحي صحبت مي‌کردوبه خوبي از پس گفتگو و تبادل نظر با ساير حاضران در ميزگرد برآمد.
ديروز صبح هم برنامه مشهور راديويي کارنت زمان قابل توجهي را به مصاحبه با ضيا آتاباي ، ابراهيم يزدي و چند استاد دانشگاه درباره تاثير تلويزيون‌هاي لوس آنجلسي بر شورش‌هاي دانشجويي اختصاص داد. آتاباي با لهجه خوب انگليسي صبحت مي‌کرد ولي واژگان محدودي داشت و آن گونه که انتظار مي‌رود ازپس لفاظي مرسوم در اين گونه مکالمات برنيامد.در جابه جاي برنامه گويندگان بخش هايي از وبلاگ انگليسي حسين درخشان رابه صورت اجراي نمايشي به گوش شنوندگان رساندند.
امروز با نگاهي به برداشت هاي آخرين يادداشت ليدي سان متوجه شدم که به تدريج بر مخاطبان غيرايراني وبلاگ او افزوده مي‌شود.
استنباطم اين است که رسانه‌هاي غربي در اين اوضاع براي پوشش خبري بيشتر به سراغ آن دسته ازمنابع ايراني مي روند که به زبان خود آنها صبحت کند.يعني يک ايراني که انگليسي بداند. اگر چنين منابعي نداشته باشند براي تهيه تفسير خبر برمي‌گردند سراغ کارشناسان خاورميانه در موسسات تحقيقاتي و حضراتي چون مايکل ليدين .حال آنکه به گمان من پررنگ ترين بخش اين گزارش‌ها همانجاهاست که وقايع از زبان اصل سوژه بيان مي‌شود يعني از زبان دانشجوي ايراني

حاشیه بزنید