به گمانم اين مبحث ذائقه هم مورد توجه دوستان واقع شده و هم دچار سوتفاهم شده است.خوب بايد قدري موضوع را شکافت.
اول اينکه ترکيب سيب زميني و تخم مرغ و روغن همراه با مواد نگهدارنده يکي از بدترين اختراعات بشر است که گرچه تحت عنوان مايونز خوشمزه است ولي باور کنيد اگر مي توانستيد تصور کنيد که چه معامله وحشتناکي با سلول هاي بدن مي کند و چطور مولکولهاي چربي پايدار رادر بدن مستقر مي کند براي هميشه از مايونز دوري ميکرديد.
ديگر اينکه گمان نمي کنم مطلب من بوي نوستالژي براي آشپزي ايراني بدهد.گفتم که مکتب آشپزي ايراني البته از نوع اصيلش به لحاظ زيبايي شناسي ذائقه جزو تکامل يافته ترين و پيچيده ترين انواع ذائقه آدميزاد در جهان است و حيف است به اندازه فرزندان و وام داران خودش شناخته نشود.
باز هم بايد به آقاي دريا بندري اقتدا کنم که در آغاز کتابش به بحث ماجراجويي ذائقه ميپردازد و مي گويد که بعضي ها ذائقه ماجراجو دارند و مي پذيرند که همه غذاها نبايد مزه غذاي خانه خاله را بدهد.
نکته ديگر اينکه گوشت و غذاي بسيار پخته مشخصه آشپزي ايراني است که به تدريج اين مشخصه دارد تعديل مي شود .در عوض گوشت نيمه پخته و انواع آن از مشخصه هاي بارز آشپزي فرانسوي است. صيفي جات پخار پز را هم اول بار چيني ها باب کردند.پس مي بينيد که قصد برتري دادن هيچ کدام از اين مکاتب نيست. ذائقه را بايد پرورش داد.