همان ماه اول که رسيدم کسي پرسيد تورنتو چطور است؟گفتم يک ده بزرگ که دانشگاه و اينترنت و بازارهاي بزرگ دارد.
دقايق طولاني نوازنده گوشه مترو را مي‌پايم.همه عجله دارند پس چه کسي دلمشغول نتهاي جاري در هواست.زمستان که بيايد اين نتها چقدر دراين راهروهاي زيرزميني که شبيه موش کورمان مي کند مي‌ارزد.نوازنده باز هم مي آيد؟ چرا کسي سکه‌اي به پايش نمي ريزد؟ چرا بعضي ها بروبر نگاهش مي‌کنند مگر چيز عجيبي ديده‌اند؟ نوازنده باقد بلند و ريش و سبيل بورش آوازهاي اجداد ايرلنديش را سر داده .در ايستگاه فينچ کله ها همه سياه‌اندو چشم ها بادامي.نوازنده يک خورده اشتباهي آمده.شايد يک ايستگاه ديگر اين قدر غريبه نبود.شايد کويين.شايد دانداس.چرا نمي‌گذارند اينهاهر ايستگاهي دوست دارند اتراق کنند؟ اختلاط فرهنگي بايد رعايت شود؟
در راه بازگشت ايرلندي رفته ،پيرمرد يوناني با سنتورش جاشو گرفته.جعبه ساز او هم از سکه خالي است.حالا فهميدي چرا مي گويم تورنتو يک ده بزرگ است؟

حاشیه بزنید