جنگلهاي آلبرتا هنوز دارند مي سوزند.مردم زيادي بي خانمان شده اند.هرچه از زارو زندگي داشته اند را گذاشته اند عقب ماشين و گريخته اند.چند روز پيش در لينكداني حسين درخشان كه نمي دانم به چه دليل بيهوده اي در ايران بسته شده مطلبي بود درباره ملت كانادا كه گويا از ديد همسايه جنوبي يك پا هيپي شده. ياغي و خو دمختار.گوش به حرف برادر بزرگتر نمي دهد. در جنگ شركت نمي كند. همجنس گراهاش همين جور چپ و راست ازدواج مي كنند تازه قرار است راست راست تو خيابان راه برود و علف هم بكشد.
اگر بخواهيم از اين تحليل هاي خلق الساعه كنم بايد بگويم اوضاع كانادا نسبت به آمريكا يك خورده شبيه مملكت خودمان شده. يك داداش بزرگه هست كه احترامش واجب است چون اگر يك هو غضب كند و از داداش كوچكه گوشت گوساله و چوب و سيب زميني نخرد اوضاع حسابي به هم مي ريزد. چون دادا ش بزرگه ۲۵۰ ميليون جمعيت دارد و داداش كوچكه فقط يك خورده از ۲۵ ميليون بيشتر.
اين است كه داداش كوچكه يكي به نعل مي زند يكي به ميخ و الا آخر.
مقاله خوبي است. لينكداني حسين هم خوب است .كاري با محتواي سايتش ندارم ولي لينكداني اش خوب است و فكر ميكنم بستن سايت هاي شخصي يعني حذف صورت مسئله كه الزاما به معناي حذف اصل مسئله نيست. خوب است كه داريم مي بينيم كه در جهان آينده هيچ مرزي و قيدي جز اخلاق وجود ندارد.