به مناسبت زادروز مشهورترين وبلاگ فارسي
نوشتن درباره اثري که مولفش را مي شناسي کار آساني نيست. پس زمينه آشنايي گاه پابرهنه به ميان مي آيد و نقد مولف و نقد اثر در هم ميآميزد.اين شيوه نقادي در ميان ما ايرانيان محبوب است و پرطرفدار خوب است به مناسبت اين تولد ،نقدهاي شفاهي اين وبلاگ راکه نام ديگرش غيبت است و گاه در قالب برداشتهاي (کامنت) همين وبلاگ مطرح هم مي شود مکتوب کنيم:
- ميگوييم چقدر اين حسين پرت و پلا و از همه دري مي نويسد و چقدر اظهارنظرهايش خام و نپخته است.مي توانيم بگوييم:يک تعريف وبلاگ دفتر يادداشتهاي شخصي است و شخص در دفتر يادداشتهايش درباره همه آنچه که به ذهنش مي رسد مي نويسد. البته برداشتهاي هر يک از ما حتما نپخته است چون عالم دهر که نيستيم.انتظار مي رود که صاحب اين وبلاگ با توجه به جمعيت و وسعت خواننده هايش کمي ويرايش شده تر و حساب شده تر و معقول تر بنويسد.در واقع داريم مي گوييم تا وقتي براي خودت مي نويسي هر چه مي خواهي بنويس اما وقتي افکارت را درمعرض ديدديگران مي گذاري «بايد» قدري آب کشيده و آراستهتر باشد.انتظار داريم که وبلاگ نويس در مطلبش فحش ندهد. حرف زشت نزند.منطقي و متوازن باشد و فارسي را پاس بدارد.
همه اين بايدها ونبايدها و انتظارات تا زماني معنا دارد که به اين اصل معتقد باشيم که نويسنده بايد ميان همه آنچه در ذهنش مي گذارد و آنچه مي نويسد فاصلهگذاري کند و در اين فاصله نوشتهاش را از صافي بگذراند.
حسين اينکار را نمي کند و آنطور که از خودش شنيدهام دراين کار تعمد دارد و بي واسطه نوشتن را اصل قرار داده.او ميگويد همانطور که فکر ميکنم مينويسم و بهمعرض ديد ميگذارم ولي ويرايش نميکنم.«هماني که هستم».
من اين موضوع را اين طور تفسير ميکنم:حسين از نسلي است که وجه بارزش اين است:«من از آنچه هستم نه شرمندهام و نه ناراضي. من خودم را آنچنان که هستم پذيرفتهام و بابت آنچه برمن ميگذرد دنيا را به پرسش ميگيرم.با عيب و ايرادهايم رودربايستي ندارم و پنهانش نميکنم. شادمانيهايم را هم به خيابان مي آورم و با ديگران تقسيم ميکنم.»
وبلاگ حسين درخشان نمونه تغيير و تحول جواني از نسل جوانان امروز ايران است که برسوالهاو نادانيهايش سرپوش نمي گذارد(مثل نسل من).دانستههايش را هم با خست از ديگران پنهان نميکند(مثل نسل پدران من
تجربه هاي شخصي و اجتماعياش را درقالب ادبيات اعتراف به شراکت ميگذارد. آنقدر باهوش هست که صداي مخالف را بشنود.اماآنقدر عجول است که حرفهايش را گاه نجويده و پرغلط داد مي زند
اگر اين وبلاگ مطلوب بعضي از ما نيست دليلش اين است که اين وبلاگ ،خودش است نه آنچه ما قاعدتا!؟(کدام قاعده؟!)انتظارداريم باشد.
ادبيات اعتراف سهم بزرگي در شکل گيري فرديت و مسووليت پذيري انسان اروپايي ايفاکرد.نسل جوان ايراني اين تمرين را با وبلاگ هايش آغاز کرده.چرا انتظار داريد مشهورترين وبلاگ فارسي بهترين هم باشد.اين وبلاگ دقيقا همان چيزي است که «مي باشد».