درضمن نارنج در ونکور زندگي مي‌‌کند. گويا هنوز دارد از پشت سر مي نويسد و من بي صبرانه منتظرم از ونکور بنويسد.
و يک درضمن ديگر: دارم روزي دوازده ساعت ميان متن‌ و کلمه کله‌معلق مي زنم. هيچ کس نتوانسته بود وادارم کند از اين همه کلمه درطول روز کشف رمز کنم. فعلا يک جايي ميان ولتر و لوکلزيو گير کرده‌ام.
شيرجه عميق رفته‌ايد تا حالا؟ مدتها بود شناي قورباغه مي‌رفتم. حالا دارم مي روم به کف. فقط از توي گوشهايم صداي قلقل آب مي شنوم و شبها خواب کلمه مي بينم. کلمه‌اي که لامصب هر چه ميکني معنايش را از متن بگيري در نمي‌آيد. باز هم خدا باباي هرکي بابيلون پاکار(آن لاين) را آفريد ببرد روضه.

دارم بورخس وار عاشق دايرهّ‌المعارف مي‌شوم.

حاشیه بزنید