يکي دو نکته:
اول اينکه من به شدت درگير کارهاي آخر ترم هستم. ترم اولي هم هستم و هزارتا ناشيگري هم دارم و اگر اين يک ماه آينده نجنبم اوضاع خيلي خراب ميشود بنابراين همه دوستاني که منتظر جواب نامهاي بودهاند يا درخواستي داشتهاند که در انجامش تعلل کردهام برمن ببخشند.واقعا اوضاعم خرتو خر است.
ديگر اينکه من در کانادا زندگي ميکنم. دير زماني نيست که اينجا هستم و هنوز جامعه ميزبانم برايم جالب است و چيزهايي دارد که نشانم بدهد و من هر چه را که مي بينم و مي شنوم و متاثر مي شوم در وبلاگم بازمي تابانم.
سوم اينکه سهيل پرسيده بود يا شايد اعتراض کرده بود که چرا ايرانيها اصرار دارند از برنامه ژيان قميشي در تلويزيون سي بي سي حمايت کنند. اگر اشتباه نکنم منظورش اين بود که اگر اين برنامه خوب بود حتما مي توانست ماندگار بشود.
خوب سهيل عزيز!
فکر کنم اولا به لحن و کلمات مطلب من توجه نکردي. من هيچ توصيه اي به کسي نکردم که حتما اين کاررا بکند. من فقط خبري را باز تاباندم. من هيچ نظر خاصي درباره برنامه ژيان ندارم. در جهان رسانهها هم ياد گرفتهام که معيارها خوبي و بدي يک کار نيست. معيار محبوبيت و لابي کردن است. ايراني هاي تورنتو يک بار با لابي و بمباران اطلاعاتي روزنامه تورنتو استار را وادارکردند که بابت استفاده از کلمه خليج به جاي خليج فارس معذرت خواهي کند. هيچ اشکالي ندارد که از همين نيرو استفاده کنيم که براي اينکه يک آدمي که با ما مشترکاتي دارد بتواند شغلش را حفظ کند. آدمکش که نيست. تجارت اسلحه و مواد مخدر هم نمي کند. يک آهنگساز و نوازنده است که اگر لابي دوستانش بتواند کاري برايش بکند من اشکالي تويش نميبينم.به نظرم اصلا مهم نيست که برنامه اش خوب است يا بد. چون در رسانهي مخوفي مثل تلويزيون چيزي که محک نيست همانا خير و شر و خوبي و بدي است. برنامه را از يکي ميگيرند مي سپرند به يکي ديگر . چرادوست ما نباشد؟ به همين سادگي. ما در سرزمين لابي ها زندگي ميکنيم که حرف اول را براي تعيين وضعيت همه چيز ميزنند . يک نگاه به چيني ها و هنگ کنگي ها و ايتاليايي ها و ديگران بينداز. ببين لابي هاي عظيم آنها چطور در بخشهاي مختلف اقتصاد اين کشور چنگ انداخته. حالا يک پشتيباني ساده از يک آدمي که دست کم نامي شبيه به ما دارد براي اينکه بتواند سهم کوچک خودش را ميان خروارها برنامه تلويزيوني آمريکاي شمالي حفظ کند اين قدر ناخوشايند است؟