يک لحظاتي هست که فقط ممکن است توي يک متروپوليتن اتفاق بيفتد مثلا وقتي که طربناک از کافه ايرلندي به درآمدهاي و زيربرف تورنتو سوار تاکسي مي شوي و چند لجظه بعد کلمات آشنايي از راديوي تاکسي به گوشت ميخورد:«شوراي نگهبان»،«انتخابات»،« مصلحت» ، «اميدواري». راننده تاکسي پاکستاني است و دارد بخش اردوي راديو بي بي سي را گوش ميدهد.