يک دو جمله قصار هم از خودم . آدم در نگاهش به مسايل مدام بايداز کلوزآپ به لانگ شات برود و برگردد .مشکل اين است که معمولا نمي داند کجا بايد نقطه ديد را عوض کند و خيلي دير ميفهمد که کدام قضيه را بايد با ذره‌بين نگاه کرد و کدام يکي را با دوربين. يک روش شايد اين باشد که مسئله‌اش را جار بزند و در واقع نقطه ديد ديگران را قرض بگيرد. اما اين روش هميشه هم درست نيست. بنابه دلايل امنيتي و غيره.
رسيدن به کسي که نقطه ديد معتمد و قابل قبولي داشته باشد خودش مهارتي است .آخ که من چقدر به آدم هايي که يک لشکر معتمد و دوست و امين و وزير و وکيل دارند حسودي ام مي شود!

حاشیه بزنید