علي الاصول بايد براي خاطر روز زن چيزي گفت .نه؟
گفتني بسيار است. اما اينانا به من نگاه مي‌کند و من به اينانا. کداممان بگوييم؟ چه چيز را کدام بگوييم بهتر است؟ «به مصلحت» است؟ اگر من بگويم حديث نفسش خوانند و اگر اينانا بگويد داستانش دانند. من و اينانا هنوز به هم نگاه مي‌کنيم. نه من مي دانم چطور بگويم و نه اينانا جسارت دارد چيزي بازگويد. غروب شد. روز زن تمام شد. نه من چيزي گفتم. نه اينانا. هيچ کدام هيچ نکرديم . اما مطمئنم در همين ساعات که ما ساکت مانديم مادرم به يکي دو سرگذشت آشنا گوش سپرده و يکي دو دفاعيه جانانه ديکته کرده است.
شايد روز زن براي اين است که من و اينانا به ياد بياوريم که هنوز دوگانه‌ايم و بايد تکليفمان را معلوم کنيم بلکه چيزي از ذهن و زبان يکي از ما صادر شود.

حاشیه بزنید