زياده عرضي نيست. ديشب تورنتو ،اتاوا را برد . اينجا هشت آذر شد.
اين فرنگي ها هم در مد چيدمان منزل به شدت نوستالژيک دهه شصت و هفتاد شده اند. اسباب منزل جواني‌هاي مامان و باباي هيپي اشان را ترو تميز کرده‌اند و مي فروشند. تا که حرف مي‌زني مي گويند :sixties, seventies . در عوض در رخت و لباس ياد ايام خوش پاريس دهه بيست افتاده اند. دامن چارلستون مي پوشند و سرشان را دستمال حرير پولك دوزي مي بندند و از چپ و راستشان چين و يالان آويزان است. ما داريم برگ مالياتي پر مي‌كنيم. خداي نكرده به عنوان درس و مشق رمان و مقاله هم مي خوانيم. ما هم انگار سليقه امان باروك شده است. به در و ديوار نگاه مي‌كنيم دنبال خرت و پرت و خورده ريزهاي پركارو نقش اسليمي و درهم برهم مي‌گرديم. كتاب مي‌خوانيم هم دنبال تزييناتش مي‌گرديم. به نظرمان همه قصه ‌ها تكراري مي‌آيند و گير داده ‌ايم ببينيم چه كسي چه زلم زيمبوي تازه‌اي به داستانش افزوده. تازگي ‌ها هم متوجه يك بويي در فضاي اينجا شده‌ايم كه بيشتر از توي تلويزيون در مي‌آيد .نمي دانيم حقيقت دارد يا باز هم ازآن بازي‌هاي رسانه‌اي استكبار جهاني است. يك جوري در همه قصه‌ها و داستان‌ها بهترين دوستان مرد براي زنان همانا همجنس گرايان هستند. خلاصه هنوز نفهميده ايم كاسه زير نيم كاسه اين مد جديد چيست كه همه جا بهترين دوستان زنان همه همجنس گرا از آب درمي‌آيند. يك جورهايي فمينيسم و هموسكشواليسم شانه به شانه شده ‌اند .خوب البته اشكالي هم ندارد ولي از اينكه بهترين دوستان زنان هميشه و هميشه و هميشه همجنس گرا از آب در مي آيند به نظرم بوي تبليغات اشباع كننده مي‌آيد. غلط نكنم مد آمريكاي شمالي است! آهاي !‌ طرفهاي شما چطور؟

حاشیه بزنید