وقتي هوا خوب باشد رابطه آدم بافرهنگ مکتوب کم مي‌شود به اين دليل که هوا خوب است و دل دايم هوس سبزه و صحرا مي‌کند در نتيجه آدم کمتر مسدع اوقات بلاگر مي‌شود. در نيتجه تابستانها اصلا وقت مناسبي براي ادبيات بازي نيست.البته اين رويه در بلاد سرما رايج است.چون آدم هي فکر مي‌کند که ده ماه ديگر سال را براي چپيدن درخانه وقت داريم .اين دوماه خوش آب و هوايي غنيمت است .پس کمتر بنويسيم و بخوانيم و بيشتر گردش کنيم.
بلاد گرما که بوديم رويه برعکس بود. بعداز ظهرهاي داغ طولاني تابستان وقت غرق شدن در داستان‌هاي پربرف و گاه شرجي و کمابيش پرباران فرنگي بود تابلکه ردپاي دانه‌هاي درشت عرق که از تيره پشت فرو مي‌غلطيد و در کمرگاه شکار پيراهن مي‌شد را فراموش کنيم.در عوض زمستان‌ها وقت ولگردي در گالري‌ها و کافه‌ها و کتابفروشي‌ها بود
.کسي درباره رابطه فرهنگ مکتوب با جغرافياي طبيعي جايي چيز دندان‌گيري خوانده‌است؟ خير ببيند مرا هم خبر کند!

حاشیه بزنید