کانادا امسال به جمع پنج کشور اول جهان از نظر سطح زندگي بازگشت. شايد يکي از دلايلش هم اين باشد که سطح و نوع توقع کانادايي از زندگي با مثلا يک کشوري مثل مملکت ما تفاوت ‌هايي دارد. کانادايي‌ها اسباب و ادوات زندگي را براي آسايش و راحتي مي‌خواهند. زندگي لوکس و مطابق آخرين تکنولوژي‌ها چندان مورد توجه‌اشان نيست. ممکن است وضع مالي خيلي خوبي هم داشته باشند ولي ماشينهاي لوکس خيلي گران قيمت در اين پرجمعيت‌ترين شهرکانادا کم ديده مي‌شوند.در عوض اتومبيل‌هاي استيشن راحت و خانوادگي بسيارمحبوبند. آخرين مدل‌هاي موبايل ديرتر ازجاهاي ديگر به اينجا مي‌رسند و وقتي هم که مي‌رسند مشتاقان لشگرکشي نمي‌کنند ولي درعوض توي انباري خانه‌اکثرشان وسايل کامل ماهيگيري و قايق سواري و چادرزني و اسکي و باغباني فراوان است. با لباس‌هاي لوکس و مارکدار ميانه‌اي ندارند ولي درعوض حتي فقيرترينشان يک جفت پوتين جانانه مخصوص کوه‌ودره دارد و يک دست سرهمي و کلاه ضدآب براي روزهاي باراني در جنگل.برنامه‌هاي شبکه‌هاي خصوصي تلويزيوني کانادا را که نگاه مي‌کني متوجه مي‌شوي که هجمه‌اي وجود دارد براي اينکه کانادايي‌ها را در زمينه زندگي لوکس و پرخرج آموزش بدهد. برنامه‌هاي تغيير ظاهر که اکثرااز تلويزيونهاي آمريکايي اقتباس يا خريداري شده‌اند به شکل‌هاو سبک‌هاي متفاوت از تمام شبکه‌ها پخش مي‌شوند و تلويحا به آدم‌ها التماس مي‌کنند که شما رابه خدا موهايتان را کوتاه کنيد، رنگ کنيد.آرايش کنيد و حتي به قيمت قرباني کردن راحتي‌تان کفش‌هاش پاشنه بلند بپوشيد و شما را به مقدسات قسم دست از سر تي‌شرت‌هاي گشاد و کفش‌هاش کتاني‌اتان برداريد.(شايد تنها استثناي قابل قبول در ظاهر شلخته اين روزها همانا دمپايي‌هاي ابري لاانگشتي باشد که آدم را ياد کاکوهاي آباداني مي‌اندازد!)از طرفي بارها و کافه‌ها و کلابهاي پراداو اصول ظرف ده سال گذشته رشد چشم‌گيري در شهري مثل تورنتو داشته‌اند. وقتي با صاحبانشان مصاحبه مي‌شود همه اذعان دارند که در راه‌اندازي محل کسبشان چشمشان به مشابه نيويورکي و لس انجلسي و فلوريدايي و لاس‌وگاسي و پاريسي محل مورد نظر بوده و خواسته‌اند که آن فضاهاي به اصطلاح خفن را درتورنتو احيا کنند.نمي‌دانم کانادايي‌هاي قديمي تا کي و کجا مي‌توانند به فرهنگ آسايش طلبي و زندگي‌هاي ساده روستايي‌وار آکنده از آرامششان وفادار بمانند و در مقابل تمايل به زندگي‌هاي لوکس و خرج‌تراشي‌هاي آنچناني که مختص زندگي شهر‌هاي بزرگ است مقاومت کنند. دلم مي‌خواهد بدانم آيا آن موقع هم سطح و نوع توقعشان از يک زندگي خوب که موجب مي‌شود در ميان کشورهاي جهان از نظر خوب زيستن چهارم بشوند همچنان در همان حد باقي خواهد ماند؟

حاشیه بزنید