يک همچين وقتهايي تصويرهست.صدانيست.زندگي اطراف اسلوموشن ميشود و آن يکي زندگي آنسر دنيا فاست فوروارد.از محيط اطرافت چيزي نميگيري. ششدنگ حواست آنور دنيا است. باباي سينا راگرفتهاند و چند اهل قلم ديگر. مديرخانه سينما به خاطر بدحجابي بازداشت ميشود.دو جوان به جرم قتلو تجاوز به کودکان دستيگر ميشوند. بايد چکار کنيم؟ تازه شبکه ارتباطي اصفهاندوستان هم هنوز مانده.مشقهايت هم که هنوز تمام نکردي. کوه روزنامه و مجله و کتاب بغل دستت هم دارد بهت دهنکجي ميکند.حال لايفاستايل(فارسياش چي ميشه؟) و قرتيبازي راهم بيخيال ميشويم. يکي نيست بگويد بابا به خدا مردم اينجا فقط يک زندگي ميکنند. نه اينکه نصف روز آنور دنيا زندگي کنند و نصف روز يک ور ديگر.خوب بسه غر نزن! مهاجر يعني همين.
شبکه ارتباطي اصفهان دوستان را به زودي راهاندازي خواهيم کرد.فعلا در حد يک وبسايت که اطلاعات مربوط به کساني که ميخواهند براي اصفهان کاري بکنند در آنجا ثبت بشود و نيز پيشنهادهايشان و خبرهاي فرهنگي مربوط به اصفهان. فعلا فقط يک فکر خام است. اميدوارم از اين طريق بتوانيم کساني را که نسبت به مسايل فرهنگي شهرهاي تاريخي ايران علاقهمند هستند به يکديگر متصل کنيم.حتي نميدانم اين وبسايت چه موقع راهاندازي خواهدشد. فعلا حرفش را ميزنيم تا دهنمان گرم شود.
و اينها راهم داشته باشيد.
رنچپدر بودن و پيشنهاد حسين درخشان.