مرضيه خواسته است كه درباره كنفرانس خلاقيت هاي هنري و ادبي زنان معاصر ايران كه اين آخرهفته در تورنتو برگزار شد بنويسم. اين هم فكر بدي نيست كه حسب درخواست براي وبلاگ مطلب تهيه كنيم.
كنفرانس دو روزه خلاقيت هاي هنري و ادبي زنان معاصر ايران را جمعي از گروههاي ايرانيان دانشگاه تورنتو و دپارتمان مطالعات خاورميانه و گويا با پشتيباني مالي صاحبان حرف برگزار كرده بودند.
همينجا بگويم كه كانون ايرانيان دانشگاه تورنتو در برنامه ريزي و ساماندهي برنامه هاي اينچيني اكنون ديگر يك پا حرفه اي شده و نظم خوبي را در برگزاري اين گونه مراسم برقرار مي‌كند كه واقعا با توجه به جوان بودن گروه دستشان درد نكند.
روز اول اين كنفرانس خانم لاهيجي اول درباره احوالات كلي زنان ايران در سالهاي بعد از انقلاب گزارشي داد . خانم دكتر ميلاني كه از آمريكا آمده بود درباره زنان در ادبيات معاصر ايران صحبت كرد و سعي كرد جنبه هاي مختلف آن را پوشش دهد . از ظهور زنان نويسنده از فرداي انقلاب مشروطيت و از عموميت پريشاني حالي و جوانمرگي در بسياري از انان و از ادبيات و واژگاني كه سنت ضد زن دارد و حضور متين و سنگين او را مي طلبد. از ميان سخنراني هاي بعد از ظهر تحقيق خانم فيروزه صابر درباره زنان كارافرين براي حاضران جذابيت زيادي داشت .خانم زيبا لاهيجي و چسيتا يثربي هم صحبت كردند كه چون در سخنراني اشان حضور نداشتم از محتوايش خبر ندارم.فرداي آن روز مهناز كريمي و پريوش صنيعي و خانم ميلاني درباره وضعيت ادبيات معاصر و حضور زنان در آن در يك بحث مشترك شركت كردند. متاسفانه به دليل بد حالي به اين بخش از صحبت ها نرسيدم. گويا بحث داغ بوده است.بعد از ظهر ليلي فرهاد پور گزارشي داد از وضعيت زنان روزنامه نگار در ايران كه بيشتر يك گرارش آماري و تحقيق ميداني بود و گويا به مذاق حاضران خوش آمد.
نمايش فيلم هاي مستند ميان برنامه ها را تشكيل مي داد.اين فيلم ها عمدتا درباره زنان روستايي بود كه در كنج ديار شان از نفش هاي سنتي گذشته اند و مستقل عمل مي كنند.
گمانم بتوانيد گزارش مفصل اين كنفرانس را شماره هاي آتي شهروند بخوانيد.قضاوت درباره محتواي سخنراني ها هم كه در صلاحيت بنده نيست پس آنچه مي‌ماند البته غر و لند هاي هميشگي من است اندر حواشي.
-فن بيان هنر شريفي است و آموختنش بر سنخران جماعت واجب.
-مخاطبان اين سمينار هم مثل همه ديگر برنامه هايي از اين دست كه در تورنتو برگزار مي شود و سخنراني از ايران آمده است بر دو دسته اند بلكه هم سه دسته:
دسته اول آنها كه ديرزماني است مهاجرت كرده اند و ديرزماني است رابطه زنده اجتماعي اشان با ايران قطع شده و هرچه مي بينند و مي شنوند برايشان مبهوت كننده و جذاب و جالب است.
دسته دوم آنها كه فقط از بهر مخالفت و مخالف خواني مي آيند و هميشه سخنرانان را ازاينكه چرا صداي مخالف را اينجا با خود جمع نياورده اند شاكي اند و البته بدهم نيست كه باشند . آدم از منظر آنها مي تواند يك نقطه ديد ديگر گيرم هميشه بدبينانه را هم به دست بياورد.
دسته سوم مهاجران جوان سالهاي اخيرند كه اكثرا هم دانشجويند ودانش آموخته در مدارس ينگه دنيا كه شيوه متفاوتي از بحثيدن را عادتشان مي دهد. اين گروه سطح توقعشان از سخنران فراتر از ارائه اطلاعات خام و گزارشي است . دنبال استدلال و تحليل مي گردند و بحثي را كه از اين اصول بربتابد سخت تاب مي آوردند. اين گروه معمولا اگر چيز دندان گيري در سخنران نيابند يا بيرون از سالن معاشرت ميكنند يا در قسمت بحث و گفتگو از سخنران مچ گيري مي كنند.
البته يك گروه ديگر هم هستند كه به دليل قلت گاه از قلم مي افتند و آن گروهي است كه سن وسال گروه اول را دارد و خلق و خوي گروه سوم و حساسيت گروه دوم. كمند و چون در ناياب.
- سالن سيصد نفره روز اول كمي كمتر از نيمه پر(واحد اندازه گيري را داري؟!) و روز دوم حدود يك چهارم جمعيت داشت. بعضي خرده گرفتند كه چراجمعيت كم است و بعضي ديگر هم گفتند كه در يك گردهمايي اين چنين همين تعداد هم بسيار است. بالخره ما نفهميديم كدامش روال معمول است.
به قول خانم لاهيجي كنفرانس اين دو روز براي آنها كه دنبال بحث هاي مطالعات زنان هستند ممكن است چيز زيادي نداشته باشد چرا كه فارغ ازبحث هاي خيلي جدي اكادميك بود ولي احتمالا براي آنها كه تصويري پانوراميك از وضعيت امروز زنان ايران مي‌خواهند يا به دنبال دستمايه اي براي تحقيق مي‌گردند حرفي براي گفتن داشته است.
و از آن به نظرم دلپذيرتر جرقه‌هاي بود كه زده شد.صابره و ليلي و ديگراني از تجربه مهاجرت و تاثيرش بر زنانگي‌اشان گفتند. آخ كه اگر اين قصه‌ها سرباز كنند…!

حاشیه بزنید