گمانم اولین مصاحبه مطبوعاتی کاوه میرعباسی ،مترجمی که این روزها بیشتر به خاطر ترجمه آثار جدید پلیسی و نیز آثاری از ادبیات اسپانیا می شناسندس چندان برای ایشان خوش خاطره نباشد. این مصاحبه را من زمستان سال 79 به سفارش سپیده زرین پناه برای روزنامه دوران انجام دادم. مصاحبه مفصلی شد و برای اینکه در ستون کنار صفحه جا بگیرد بسیاری از اطلاعات داده شده در آن را حذف کردم . این حذف و اضافه ها قدری به طول انجامید و تا بیاید مصاحبه آماده بشود و مدتی هم در نوبت چاپ بماند روزنامه تعطیل شد و آن مصاحبه هرگز منتشر نشد. یکی دو سال بعد اقای میرعباسی تمام آن صحبت ها را تقریبا بی کم و کاست در گمانم جایی در ویژه نامه های همشهری معروف به همشهری دو بازگو کرد. مصاحبه آشکار کرد که با مترجم خوش سلیقه ای طرف شده ایم که گرچه به نسبت سن و سال و شاید به واسطه وسواس دیر دست به کار شده است ولی نسبت به کاری که می کند آگاهی دارد و حوزه کارش را می شناسد (مقوله ای که نزد مترجمان ایرانی زمانه ما متاسفانه کمیاب است).در همان مصاحبه آقای میرعباسی از نویسندگان و آثاری نام برد که هرگز اسمشان را نشینده بودم و گویا از بزرگان ادبیات پلیسی بودند.در ضمن در همان مصاحبه ایشان تاریخ ادبیات اسپانیا تا پیش از قرن بیستم را نیز مروری کرد که نشان می داد در ادبیات این کشور مدتها مداقه کرده است. گمانم یکی از معدود مترجمان زبان اسپانیایی در ایران باشد که بسیاری از اهل فن بر امانت و توانایی اش صحه می گذارند.
یک چیز دیگر هم در آن جلسه که برای مصاحبه با ایشان رفتم برایم جالب بود و آن اتاق کار ایشان بود که بر خلاف بسیاری از اهل قلم ایرانی نشان از یک لایف استایل ( فارسی این اصطلاح را شما را به خدا بسازید!) مشخص و سابقه دار داشت. یک اتاق کار بسیار کلاسیک و خوش ترکیب.آنها که با اهل قلم ایرانی معاشرت داشته اند می دانند که بسیاری از حضرات شلختگی را با لایف استایل عوضی می گیرند.( در این میان شاید نجف دریابندری یک استثنا باشد).
خوب حالا همه این صغرا کبراها را چیدم که توجه اتان به مقاله گزارش گونه ایشان در روزنامه شرق جلب کنم که از آن جور مطالب روزنامه ای خوشخوراک است. مطلبی است درباره تصویر کتابخانه در داستانهای پلیسی. برای آنها که تعلقات خاطر آکادمیک به ادبیات دارند این گزارش می تواند جرقه ای باشد برای اینکه بروند دنبال خواندن مطالب بیشتر در این حوزه . برای خوانندگان عادی و علاقه مندان ادبیات هم گزارش جمع و جور بامزه ای است که توجه آنها را به جنبه دیگری از حضور اشیا و عناصر در یک داستان پلیسی جلب می کند.
سلیقه آقای میرعباسی را در انتخاب آثاری که برای ترجمه دست می گیرد می پسندم.