دیشب سریال«کارآموز»تمام شد.دانالد ترامپ خداوندگاربسازبفروشی در آمریکا برای استخدام مدیر پروژه هایش یک مصاحبه شغلی چند هفته ای ترتیب می دهد و از میان ده شانزده نفر که وارد این مسابقه شده اند یک نفردر نهایت بازی رامی برد.البته نتیجه بازی کاملا واقعی است .طرف با حقوق قابل توجهی به استخدام ترامپ در می آید.هر هفته این آدمها باید در یک پروژه کوچک با یکدیگر کار و مشارکت کنند و در عین آنکه رقیبند همدیگر را حذف کنند. این سریال فصل دومش را پشت سرگذاشت و تماشاگران زیادی هم دارد.
من مشتری این برنامه نبودم و نیستم. اصولا از این سریال های به قول معروف رئالیتی شو خوشم نمی آید. بدجوری مصنوعیتش توی ذوق می زند.
به هرحال دیشب که دیگر برای دو سه روزی از درس و مشق فارغ شده بودیم با آقای همسر یک نگاهی به فینال این برنامه انداختیم. .دست آخرهمین قدر دستگیرمان شد که به قول آقای همسر همان جنگ گلادیاتورهاست.فرقی با آن ندارد. انسانیتی هم در کار نیست. قرار است رقیبت را با تحقیر کردن تحصیلاتش و راه رفتن روی اعصابش و نمایش های احساساتی و حرافی و امتیاز گیری از نقطه ضعفهایش شکست بدهی.ترامپ با آن مدل موهایش که میگویند خودش هم میداند اسباب جک است در نقش خدای ثروت و بیزنس و پول و مدیریت آن بالا نشسته و این اجازه را دارد که با داوطلبان با تحقیر حرف بزند.
به نظرم ترامپ مظهر و نماد خوبی از تازه به دوران رسیدگی در مقیاس های بزرگش است.از ظاهر محافظه کار که هیچ وقت از کت شلوارهای سورمه ای و کراوات ابریشمی صورتی و آبی فراتر نمی رود تا آپارتمان های زراندود وچندین هزارمتری برفراز آسمان نیویورک .نظام مالیاتی البته این آدمها را وا می دارد که بخشی از پولشان را برای فعالیت های غیر بیزنسی و مثلا فرهنگی خرج کنند ولی دست آخر تازه به دوران رسیدگی این آدمها(حتی دوست دختر طرف هم مد روز است.سبزه است با پستانهای درشت.اگر بیست سال پیش بود امکان نداشت بشود در کنار چنین آدمهایی یک زن سبزه موسیاه دید)به شدت مورد علاقه و توجه عامه مردم است.بیزنس به سبک ترامپ.حرف زدن به سبک ترامپ. آپارتمان سازی به سبک ترامپ. برج 69طبقه وسط لاس وگاس برپا کردن به سبک ترامپ. دل و روده زمین را بیرون ریختن و به هم دوختن به سبک ترامپ.
خدا را شکرهنوز مدل مو به سبک ترامپ محبوب مردم نشده است!