بعضی وقتها یک سوالهای پرت و پلای عجیب و غریبی به ذهن آدم می آیند که مثل خوره می افتند به جانت و نمی گذارند به کار و زندگی ات برسی و مشق هاتو بنویسی.خداییش بیرون کردنشان از ذهن هنراست. مثلا یک سوالی مثل این:
اگر از سمت چهارباغ بالا به محوطه ورودی سی وسه پل وارد شوید. قبل از اینکه بدنه اصلی پل شروع بشود همان وسطهاکف زمین روی آسفالت یکی دو برگ چنار نشسته اند و همانجا ماندگار شده اند.پیداست وقتی هنوز آسفالت تازه و داغ بوده برگها به زمین نشسته اند و همانجا زمین گیر شده اند. نقششان بر سطح آسفالت زندانی شده است. میخواهم بدانم هنوز هم آنجا هستند یا اینکه با یک آسفالت نو جاکن شده اند و ناپدید؟
حالا جواب این سوال به چه درد می خورد ؟ خدا داند!