موسسه فرهنگی رویش دست به کار جمع آوری حافظه اصفهان شده است.توضیحش در وبلاگ آرش هست.اگر چیزی در چنته دارید خست نکنید. و خاطراتتان را با دیگران سهیم شوید.اشخاص معتمدی هستند. آقای قدرخواه بسیاری از شعرهایش را با الهام از این عکس های قدیمی می سرود. از جمله یکیش که برای من خیلی جالب بود عکس عروسی پدرو مادر همسرش خانم ناهید دایی جواد بود در سالهای دهه اول یا دوم هزارو سیصد . فکرش را بکنید عکس یک عروسی از مثلا سال هزارو سیصد وهژده. آن وقتها که توی عروسی ها از پرتقال و نارنگی ها ی توی سینی منار می ساختند.و قطاب های یزدی را روی سر هم رج می کردند .
سالهایی که خاله خان باجی ها با چارقدهای سفیدشان هنوز وحشتنزده به دوربین نگاه می کردند.
حافظه به تله افتاده در دام عکس و نوشته و فیلم چیز غریبی است!انگارموجود ذاتا فنا پذیری را به ابدیت محکوم کنند.ببین چه رنجی می برد حافظه ای که مشمول مرورزمان نشودو فراموشیدن(درست است؟) نداند.

حاشیه بزنید