ماری آنتوانت به روایت جان گالیانو

مي‌خواهم چيزي درباره دفيله مد سه چهار هفته پيش جان گاليانو براي ديور بنويسم و همين طور دفليه پرسرو صداي تازه‌نفسي به نام الکساندرمک‌کويين که صحنه دفيله را با الهام از هري‌پاتر بدل به صفحه شطرنج کرده‌بود. ولي راستش وقت ندارم. همين قدر بگويم که چهره‌هاي ماري آنتوانتي با پسزمينه اندي وارهول که گاليانو -اين ديوانه کبير!ـ براي نمايش لباس اوت کوتور (فارسي‌اش چي ميشه؟)بهار ۲۰۰۵ ديور انتخاب کرده بود يکي از بهترين کارهايش بود هرچند که هنوز به پاي ديوانه بازي ‌هاي اوايل دهه نودش نمي‌رسد. اين انگليسي مراکشي تبار پاريس نشين جنون و هنر را يکجا دارد.
وشيوه‌اي که مک کويين براي نمايش لباسهايش برگزيده بود هم بسيار بديع بود. بيشتر شبيه يک نمايشگاه کانسپچوال آرت (هنر مفهومي؟) بود. نکته مهمش اين بود که ميان کيفيت و بدعت طراحي تن‌پوش‌ها(نمي‌شود گفت لباس چون بسياري از اين طرحها واقعا قابل پوشيدن نيستند فقط نمايشي‌اند.)از طرفي و کيفيت نمايش از طرف ديگر توازن خوبي برقرار بود و هيچ کدام بر ديگري نمي‌چربيد يا سنگيني نمي‌کرد.
مي ‌دانم که در ايران شبکه اف‌ تي‌وي قابل دريافت است که به نظر من شبکه مزخرفي است .تمام احساسات فمينيستي آدم را با آن شعار ابلهانه اش که مي‌گويد جواهرالماس بهترين دوست زنان است تحريک مي‌کند ضمن اينکه هيچ اطلاعات کامل و جامعي درباره دفيله‌ها نمي‌دهد.درحاليکه در دنيا شبکه‌هاي ديگر مخصوص مد هستند که درباره تاريخ مد و تاثيرات و پيامد‌هاي اجتماعي‌اش هم حرف مي‌زنند. دفيله‌ها را نقد مي‌کنند و از منظر جامعه شناختي و هنري درست مثل يک نمايشگاه هنري به آن نگاه مي‌کنند. البته نه خيلي غليظ.با کاوش محدودي که کرده‌ام به نظرم رسيده‌که اصولا نقدنويسي براي مد مثل هر اثر هنري ديگر،هنوز جوان است و جاي کار دارد.‌منتقدهايي که در رسانه‌هاي پرتيراژ مي‌نويسند يا جلوي دوربين مي‌روند هنوز جرات ندارند واکنش انتقادي نشان بدهند و فقط تعريف و تمجيد مي‌کنند يا حد‌اکثر همان را که از دهن طراح قاپيده‌اند لفت و لعاب مي‌دهند. صد‌اهاي کاملا مخالف هم که اصلا شنيده نمي‌شود مثل صداي سبزهاي طرفدار محيط زيست که به بازگشت ظفرمندانه پوست و چرم به عرصه مد در يکي دوسال گذشته شديدا اعتراض دارند ولي اگرگوش‌هاي تيزي نداشته باشي صدايشان را نمي‌شنوي.
القصه جايي اگرتوانستيد ماري آنتوانت به روايت گاليانو ( که روي فرش نقش سنندج راه مي‌رود) يا مهر‌ه‌هاي شطرنچ مک کويين را ببينيد. نمايش ‌هاي قشنگي‌اند!
خير سرم کار دارم. چقدر روده‌درازي کردم.

یک حاشیه to “ماری آنتوانت به روایت جان گالیانو”

  1. baranshad:

    ميشه برا ما كه سوادمون به دفيله و اين حرفا نميرسه توضيح بدي كه دقيقا از چي حرف مي زني؟

حاشیه بزنید