ادبیات مهاجرت تطبیقی

دارم پیرو همان بحث خاطره و هویت در رمان ملکه خانم یک کتاب می خوانم درباره هویت نزد نویسندگان فرانسه زبان مغرب.درست همین روزها هم هست که شاهرخ تندرو صالح دارد درباره ادبیات مهاجرت ایرانی در روزنامه شرق می نویسد . آکادمیسین ها ادبیات فرانسه زبان شمال آفریقا را زیر مجموعه ادبیات مهاجرت و ادبیات تبعید و از این دست می دادند و اینطور که من زیر و رو کردم کتابهای زیادی با محتوی نظری ادبیات مهاجرت هست که در آنها تقریبا تمام فرآیند این نوع ادبیات در پسرمینه تاریخی و فرهنگی و اجتماعی اش نسبت به موقعیت های جغرافیایی مختلف بحث شده است.نمی دانم اقای تندرو صالح دسترسی به چنین منابعی داشته یا نه. نمی دانم وقتی خانم تیره گل درباره ادبیات مهاجرت ایرانی می نویسد این تئوری هارا لحاظ می کرده است یا نه( که احتمالش خیلی زیاد است ) بنابراین سوال من این است که چرا بعضی از ما فکر میکنیم خودمان اولین کسی هستیم که داریم در این وادی حرف می زنیم؟

پ .ن : آقای فرخفال لطف کردند و نشانی یکی از تازه ترین نمونه از خروار کارهای خوبی که در این زمینه شده است را برایم فرستاده اند.می توانید به فهرست مطالبش در اینجا یک نگاهی بیندازید .(از کاتالوگ کتابخانه یورک روی وب خیلی خوشم می آید با اینکه بعضی وقتها اطلاعاتش کمتر است ولی درمجموع خوشدست تر و پاکیزه تر از کاتالوگ کتابخانه دانشگاه تورنتو است)

یک حاشیه to “ادبیات مهاجرت تطبیقی”

  1. شاهرخ تندرو صالح:

    دوست گرامی ؛ سلام مرا بپذیرید
    از خواندن مطلب شما در باره ادبیات مهاجرت و حاشیه ای که بر نوشتار های من پیرامون این موضوع رانده بودید ممنونم . نمی دانم که اید و در کجایید ؟ اما اگر این موضوع – ادبیات مهاجرت – برایتان جالب است لطفا پرسشنامه ای که من در حد بضاعتم آن را نوشته ام و سالیانی پیش در ایران امروز و بعدترش در ادبیات و فرهنگ – به عنوان یک فراخوان _ منتشرش ساخته ام و جز از دو نفر نویسنده مهاجر پاسخی دریافت نکرده ام را مطالعه فرمایید و نظرات تان را برایم ایمیل کنید . مسلما این موضوع موضوعی نیست که من کاشف آن باشم و یا میلی به فتح ارشمیدس وار آن داشته باشم . این یک علاقه کاملا شخصی است و ممکن است در پرداختن به این علاقه ، نه من ، که هر کسی در آن به تنگنا بیفتد . در هر حال شما نیز می توانید در این باره هم بنویسید و هم دیگران را از نظراتتان آگاه کنید . شاید یکی از مفاهیم گفتمان نیز همین باشد . یکی از ویژگی های ادبیات مهاجرت ، برخوردار شدنش از ذهن و زبان گفتمانی است . امیدوارم با بهره برداری از این ویژگی بتوانیم همراهی با یکدیگر را در پژوهشی ادبی تجربه کنیم .

    ضمن تبریک سال نو هنوز نیامده و آرزوی لحظه هایی شاد و آفتابی برای شما
    با دوستی

    شاهرخ تندرو صالح

حاشیه بزنید