<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: بابک و دوستان در اولین نوروز</title>
	<atom:link href="http://maryamin.com/fa/archives/2005/04/482/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamin.com/fa/archives/2005/04/482/</link>
	<description>دفترچه شخصی مریم نبوی نژاد</description>
	<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 12:57:00 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2005/04/482/#comment-901</link>
		<dc:creator>Anonymous</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Apr 2005 20:32:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">/?p=482#comment-901</guid>
		<description>MAryam,
I agree with you, You are so smart and everything you say is always intersting</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>MAryam,<br />
I agree with you, You are so smart and everything you say is always intersting</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مامان نيلو</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2005/04/482/#comment-900</link>
		<dc:creator>مامان نيلو</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Apr 2005 16:13:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">/?p=482#comment-900</guid>
		<description>ميشه بازم من حرف بزنم؟
- بعد از پايان فيلم پسرم از من پرسيد : پس چرا توي هفت سين شون "سبزه" نبود؟ و واقعا جالبه كه هفت سين را براي بچه هاي معرفي كنند در حاليكه فاقد سبزه است!
- اينجا به نظر من سه تيپ خانواده به چشم ميخورند . خانواده هايي كه به مرز خروج از ايران فرهنگ و آداب و رسوم ايراني شون را به فرامويش مي سپرن  - يا خانواده هايي كه سفت و سخت ميچسبن به فرهنگ و سنت ايراني شون و شديدا مبارزه ميكنن كه آداب و رسوم كشور دوم به خانه شان رسوخ نكنه و يا اينكه خانواده هايي كه هر دو فرهنگ را به موازات هم در محيط خانه زنده نگه ميدارن. و اين فيلم دقيقا در مورد خانواده اي بود كه به نظر من اصلا وجود خارجي نداره! يعني بابك بچه اي بود كه نه حق برگذاري جشن ايستر را داشت و نه ميدونست عيد نوروز چيه ! و اين به نظر من كاملا دور از واقعيت بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ميشه بازم من حرف بزنم؟<br />
- بعد از پايان فيلم پسرم از من پرسيد : پس چرا توي هفت سين شون &#8220;سبزه&#8221; نبود؟ و واقعا جالبه كه هفت سين را براي بچه هاي معرفي كنند در حاليكه فاقد سبزه است!<br />
- اينجا به نظر من سه تيپ خانواده به چشم ميخورند . خانواده هايي كه به مرز خروج از ايران فرهنگ و آداب و رسوم ايراني شون را به فرامويش مي سپرن  - يا خانواده هايي كه سفت و سخت ميچسبن به فرهنگ و سنت ايراني شون و شديدا مبارزه ميكنن كه آداب و رسوم كشور دوم به خانه شان رسوخ نكنه و يا اينكه خانواده هايي كه هر دو فرهنگ را به موازات هم در محيط خانه زنده نگه ميدارن. و اين فيلم دقيقا در مورد خانواده اي بود كه به نظر من اصلا وجود خارجي نداره! يعني بابك بچه اي بود كه نه حق برگذاري جشن ايستر را داشت و نه ميدونست عيد نوروز چيه ! و اين به نظر من كاملا دور از واقعيت بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مامان نيلو</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2005/04/482/#comment-899</link>
		<dc:creator>مامان نيلو</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Apr 2005 14:55:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">/?p=482#comment-899</guid>
		<description>من مخالفم مريم جون.
۱- كارتون از نظر فيلمنامه نه تنها ضعيف كه اصلا پر از غلط و اشتباه بود.
۲- كارتون هيچ گونه جذابيتي براي كودكان نداشت. امروز كه انيمشين حرف اول را ميزنه ساختين چنين انيمشيني واقعا باعث خجالت بود. شايد به جرات بشه گفت كه هيچ گونه مهارت و تخصصصي در ساخت شخصيت ها بكار نرفته بود. 
۳- هر شخصيت موقع حرف زدن فقط لبش تكون ميخورد و اين موضوع بيش از حد از حوصله كودكان خارج است . مخصوصا با كارتون هايي كه امروز ساخته ميشه.
۴- انتهاي فيلم در كمتر از يك دقيقه همه چيز براي بابك از منفي به مثبت تبديل شد و اصلا مشخص نشد چه عاملي بابك را علاقمند به فرهنگ و رسوم ايراني كرد. (‌طبق معمول اكثر فيلم هاي ايراني)
۵- جملات به كار رفته در كارتون نه به سادگي و رواني فهم يك كودك بود و نه به سنگيني و رواني براي فهم يك بزرگسال. به نظر ميرسيد سازنده فيلم هر لحظه مخاطبش را تغيير ميداد.
۶- تناقض هاي فيلم عجيب و غريب بود.

 در آخر صرف اينكه سازنده فيلم خانه اش را براي ساخت چينين فيلمي فروخته و حالا ما بايد سازنده را حمايت كنيم به نظرم اشتباه است . من اگه خودم اين فيلم را قبلا ديده بودم هرگز نميذاشتم فرزندم اين فيلم را ببينه . چون اين فيلم هيچ گونه قدم مثبتي در علاقمند كردن بچه ها به فرهنگ و آداب و رسوم ايراني بر نداشته بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من مخالفم مريم جون.<br />
۱- كارتون از نظر فيلمنامه نه تنها ضعيف كه اصلا پر از غلط و اشتباه بود.<br />
۲- كارتون هيچ گونه جذابيتي براي كودكان نداشت. امروز كه انيمشين حرف اول را ميزنه ساختين چنين انيمشيني واقعا باعث خجالت بود. شايد به جرات بشه گفت كه هيچ گونه مهارت و تخصصصي در ساخت شخصيت ها بكار نرفته بود.<br />
۳- هر شخصيت موقع حرف زدن فقط لبش تكون ميخورد و اين موضوع بيش از حد از حوصله كودكان خارج است . مخصوصا با كارتون هايي كه امروز ساخته ميشه.<br />
۴- انتهاي فيلم در كمتر از يك دقيقه همه چيز براي بابك از منفي به مثبت تبديل شد و اصلا مشخص نشد چه عاملي بابك را علاقمند به فرهنگ و رسوم ايراني كرد. (‌طبق معمول اكثر فيلم هاي ايراني)<br />
۵- جملات به كار رفته در كارتون نه به سادگي و رواني فهم يك كودك بود و نه به سنگيني و رواني براي فهم يك بزرگسال. به نظر ميرسيد سازنده فيلم هر لحظه مخاطبش را تغيير ميداد.<br />
۶- تناقض هاي فيلم عجيب و غريب بود.</p>
<p> در آخر صرف اينكه سازنده فيلم خانه اش را براي ساخت چينين فيلمي فروخته و حالا ما بايد سازنده را حمايت كنيم به نظرم اشتباه است . من اگه خودم اين فيلم را قبلا ديده بودم هرگز نميذاشتم فرزندم اين فيلم را ببينه . چون اين فيلم هيچ گونه قدم مثبتي در علاقمند كردن بچه ها به فرهنگ و آداب و رسوم ايراني بر نداشته بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
