فنچ ها و فرشته ها

سایز 36 و 38 و 40 اروپایی را فراموش کنید. 6 و 8 و 10 آمریکای شمالی را هم. آنجور که مغازه داری بالای میدان هفت تیر به من گفت سایز ایرانی تنها دوتاست :« فنچ ها» و « فرشته ها» . فنچ ها باریک و ترکه اند و فرشته ها درشت و گوشتالو. مغازه داری که زمانی مشتری اش بودم جوری این سایز بندی جدید را با آب و تاب برایم توضیح داد انگاردارد درباره جداسازی انواع دام در دامپروری توضیح می دهد. توضیحش وقتی ضروری شد که ازش سراغ مانتوی کمی سایز بزرگتر گرفتم. فقط کمی بزرگتر مثلا سایز 42 . وقتی گفت چرا خانم سایز فرشته ها هم داریم و من از حرفهایش سردرنیاوردم مجبور شد با افتخار درباره سایزبندی لمپنی اش توضیح بدهد. او این توضیحات و عبارات را نثار سایر مشتریان زن هم می کرد و هیچ کس را ندیدم که صدایش دربیاورد و اعتراضی بکند. زنها اعتراضی که نداشتند هیچ گویا خوششان هم می آمد.
به نظرم آمد این واژه ها جایگزین عبارات دیگری شده اند که کاربردشان در زبان رسمی مسئله ساز است مثل : سکسی یا خوردنی یا از این قبیل که این جماعت این واژه ها را به وفور از ماهواره می شنود و با واژگان کنایه آمیز در زبان روزمره جایگزین می کند. چیز دیگری که نظرم را جلب کرد استفاده فراوان نسل جوان از اصطلاحات روزمره انگلیسی بود با لهجه آمریکایی .تجزیه و تحلیلش بماند برای اهل فنش . راستش برایم خوشایند نبود که 14 هزار کیلومتر بکوبم و بروم آن ور دنیا و همان واژه ها را در پاساژها و مغازه ها از جوانها بشنوم. رفته بودم کلمات تازه یاد بگیرم. جز لمپنیزم مقبولیت یافته در زبان چیزی نبود . از دوستان اهل کتابم سراغ یک نثر ترو تازه و تمیز گرفتم به چیز دندان گیر تازه ای حوالتم ندادند جز همان ها که هنوز هم از قدیم برایمان مانده است .

از حرف اصلی دور نشویم. مغازه دار مربوطه که زمانی بهترین اجناس ترک را در مغازه اش داشت کل بساطش را بدل به مانتوفروشی کرده بود. دل پری داشت که مردم دیگر لباس شب نمی خرند. حاضرند شصت هزارتومان مانتو شلوار بخرند ولی ده هزار تومان پول لباس شب ندهند.می گفت خانم ها ترجیح می دهند که لباس توی خیابانشان متنوع و جورواجور باشد به جای اینکه پول زیادی خرج لباس مهمانی کنند. می گفت دیگر مثل قدیم ها نیست که خانم ها واسه مهمانی خودشان را هلاک می کردند حالا دیگر هرهنری دارند می خواهند توی خیابان به نمایش بگذارند. آن وقت ها سالی یک بار فوقش دوبار مانتو می خریدند حالا برای هر فصل و هر مناسبتی اقلا دو دست مانتو می خرند. کارمند هم که باشند ترجیح میدهند پولشان را جمع کنند یک مانتو خوب بپوشند به جای اینکه یک چیز خیلی گران که سالی یک بار می پوشند بخرند. می گفت خانم دیدی چقدر بورس روسری باز شده ؟ می گفت همه همکارهایش مغازه هایشان را تبدیل کرده اند به مانتو و روسروی و کیف و کفش فروشی .هرچی که بشود توی خیابان پوشید. بقیه اش به درد نمی خورد. صرفه تویش نیست.

اما حیرت من از این بود که با این اوصافی که این کاسب کهنه کار می گفت چرا قشر وسیعی از مصرف کنند گان مانتو در این مد تابستانی نادیده گرفته شده بودند. مانتوی موجود در بازار را تقریبا جز دختران نوجوان و باریک اندام هیچ احد الناس دیگری نمی تواند بپوشد بسکه تنگ و باریک اند. اندک درشت اندام هایی که سعی می کردند هر جوری هست خودشان را در این مد نوظهور مانتوی پارچه کشی و کمردارو چاکناک! بگنجانند به سرو وضع مضحکی دچار می شوند که البته گویا از نظر خودشان اینجور نیست. فاجعه بار تر اینکه اکثر این مانتوها یا بهتر بگوییم تونیک ها دوخت ترکیه و چین هستند.تولیدی های ایرانی همچنان مانتوهای کارمندی می زنند و از رنگ و تنوع وارداتی جا می مانند آنهایی هم که می خواهند با این موج جدید همراه شوند شور را از مزه به در می کنند. سایزهای 40 به بالا به کلی نادیده گرفته می شوند انگار نه انگار که آنها هم وجود دارند و باید سهمی از این بازار رنگارنگ داشته باشند. اینجور است که می بینی دلشوره لاغری و ترکه شدن آنجا فراگیرتر از اینجاست. زنها بی سرو صدا مرزبندی فنچ ها و فرشته ها را می پذیرند. قانون نانوشته ای که میگوید هرکس فرشته است سزایش این است که از مد روز جا بماند.
می دانم که فمینیست های ایرانی آنقدر مسایل بزرگتر دارند که مسئله سایزلباس و واژگان لمپنی مشروعیت یافته درمیانش گم است. می دانم که اگر صدایشان هم در بیاید بلافاصله به امل بودن و قدرموقعیت را ندانستن و حزب الهی تغییر ظاهر داده و ….و هزار برچسب دیگر متهم می شوند. ولی بالخره که چی؟ مسئله لباس زن ایرانی همیشه از راه آزمون و خطا رفته است.ابتکار عمل در این حوزه همیشه در دست کسانی بوده است که فقط خواسته اند هرجورشده در یک رفتار واکنشی در جهت مخالف احکام حکومتی حرکت کنند.بکنند . دستشان درد نکند. امیدوارم بعد از این آقای احمدی نژاد زیاد توی ذوقشان نزد. کسی بود که می گفت اگر همین ها نبودند ماها باید تا به حال همه چادر سر می کردیم.بیراه هم نمی گوید. اما باز هم این سوال برایم می ماند وقتی همین حرکت سعی میکند گروه بزرگی ( به زبان خودشان فرشته ها ) را نادیده بگیرد چه کسی باید صدایش در بیاید؟ در این ولایت فرنگ با وجود همه موج های همه گیر مد روز و تبلیغ و ترویج ریخت و قواره ها خاص دیگران هم مجال انتخاب و تنوع دارند. مسئله این نیست که چرا همه مانتوها سایز کوچکند. مسئله این است که سایز بزرگ ها هم آدمند و باید مجال برخورداری از همان تنوع و رنگ و زیبایی متناسب با اندامی را که هرروز باهاش زندگی میکنند داشته باشند.

4 حاشیه to “فنچ ها و فرشته ها”

  1. کامران:

    »بعد از حزب اللهیها فقط همینو کم داشتیم که این حزبالفمینستها هم به لباس مردم گیر بدن.
    بابا این ایرونیها فقط کافیه بهشون منبر بدی همشون بلدن موعظه کنن.

    کسخل اینجا ایرونه تو برو همونجا که بودی اظهار فضل کن.»

    مریم : شاهد مدعا از غیب رسید. نگاهی به کلمات این کامنت گزار و نشانی ای میلش بکنید. به وضوح پیداست از کدام فرهنگ لمپنی مقبول حرف می زنم. بعد از این اینجور کامنت ها را به دلیل استفاده از واژگان رکیک حذف می کنم.

  2. پانته‌آ:

    هوم… يعنی اونجا هم شده مثل اينجا؟ من اين برداشت رو ندارم که در فرنگ (يعنی اروپايی که من ساکنش هستم) به آدمهايی که سايز بالا دارن توجه خاصی ميشه. شايد طرفها شما وضع فرق ميکنه. اينجا که قربونش برم وقتی ميری خريد فکر ميکنی تمام جمعيت مؤنث مملکت از دخترخانمهای شونزده ساله با سايز ۳۴ تا فوقش ۳۸ درست شده (حالا من اروپاييش رو ميگم). مگه اينکه بخوای درست حسابی پياده بشی، مثلاً برای يه دست لباس سيصد چهارصد دلار خرج کنی. به طور کلی، آدم درشت‌هيکل هميشه از همه لحاظ مورد تحقير و عذاب و تبعيض قرار ميگيره. اين هم روش.

    اين اصطلاحات لمپنی رو اولين باره که ميشنوم. اما خوب، مشکل همينه که مقبوليت پيدا کرده‌اند، يعنی مخاطبانش اعتراضی نکرده‌اند. اصطلاحات انگليسی هم علتشون چيزی نيست جز عقدهء خودکم‌بينی و عشق پز دادن. نتيجه ميگيريم که بايد به حال فرهنگ اجتماعی مملکتمون گريست. سرت سلامت.

  3. maryam:

    مریم عزیز کاملا باهات موافقم.

  4. Anonymous:

    مریم خانم گرامی

    گزارش تفسیری بسیار جالب و خواندنی بود

    دستتان درد نکند

    بقیه خاطرات عمومی سفر و حاصل دیدارهایتان از صحنه های جامعه ایران را از دوستان دریغ نکنید. لطفا

    موفق باشید

    محمد تاج دولتی

حاشیه بزنید