راسل اسمیت ستون نویس روزنامه گلوب اند میل امروز چیزکی نوشته است با عنوان: دختران نوجوان ، اشراف زادگان جدید . خلاصه این مطلب که اگر کسی همت کند و برای سایت زنان ایران ترجمه اش کند گمانم بد نباشد این است که اسمیت به پدیده ای که در یکی دو سال اخیر رسانه های آمریکایی را در برگرفته است اشاره کرده است. شبکه های تلویزیونی مد که به جای تمرکز بر روی رخت و لباس و بزک و دوزک دوربینشان را برزندگی و شخصیت مدلهای اکثرا نوجوان و مشهور و ثروتمند زوم کرده اند. گویی آنچه مطرح است مد نیست که مدلها هستند. اسمیت در این یادداشت گریزی هم می زند به فراوانی رئالیتی تی وی ها ( فارسی اش شایدبشود بازی واقعیت ) که روز به روز بر تعداد بازیگران نوجوان و داستانهای نوجوانانه آنها افزوده می شود. سریالهایی که در آنها معمولا دختر نوجوانی یا بسیار مورد توجه است یا مورد خشونت و قتل و تجاوز. به نظر او بیننده این برنامه ها بیش از آنکه مردان باشند – آنطور که در نظر اول اینجورتلقی می شود- بیشتر دختران نوجوان همسن و سال مدلها و هنرپیشه ها هستند که یا می خواهند مدل شوند و یا به دستمزدهای ملیون دلاری پاریس هیلتون و هیلاری دف و بریتنی اسپیرز دست یابند. دختران نوجوانی که بسیار پیشتر از آنکه به سن قانونی داشتن کارت اعتباری برسند، همیشه چند صدهزار دلار آماده خرج کردن در جیب دارند.اسمیت در این یادداشت کوتاه یکی از دلایل رو آوردن بیزنس تلویزیون را به این پدیده ، ترکیب همزمان دو دستمایه جذاب سکس و کودکی می داند .دختران نوجوان این هر دو را یکجا دارند و هرچند که نویسنده این یادداشت سعی میکند شعار فمینیستی ندهد ولی از لحن یادداشت بر می آید که این پدیده را خشونت نوع جدیدی بر ضد زنان می انگارد.
لازم نیست حتما راسل اسمیت باشید و در حوزه رسانه و لایف استایل (سیاق زندگی؟) صاحب سلیقه باشید و تازگی هم کتاب جذابی اندر چگونگی سرو ظاهر مردان نوشته باشید تا متوجه این خشونت آشکار رسانه های توده ای آمریکا بر ضد زنان بشوید. تلویزیون های معمولی که با کمترین هزینه در هر خانه ای قابل دریافتند – و نه شبکه های درست و حسابی که برای حق اشتراکشان باید دست کم ماهی 150 دلار پرداخت کنید – از این نمایش خشونت ها اشباعند. این جور سریال ها معمولا ارزان قیمت هم هستند و حتی فقیرترین شبکه های تلویزیونی بومی کانادایی هم می توانند آنها را خریداری کنند چه رسد به تلویزیون های پولدار عربی و ژاپنی و کره ای در آن سوی آبها. یکی اش مثلا رئالیتی شوی نکست آمریکن تاپ مدل که در طول یک فصل تلویزیونی دختران اکثرا زیر بیست سال برای کسب مقام سوپرمدل آمریکایی رقابت می کنند . تمام سریال سرشار است از اینکه آنهاچطور پشت سریکدیگر و رو به دوربین درباره رقبایشان بد گویی میکنند ، رجزخوانی می کنند، حسادت می ورزند، به یکدیگرتوهین میکنند و خود در برابر داوران مورد توهین و تحقیر قرار میگیرند. کار آنقدر بالا گرفته است که خودپسندی و کینه توزی مدلها در زبان مردمان دیگر و در برنامه های دیگر بدل به ضرب المثل شده است .
حال وقتی اینها را کنار گزارش خانم کار از سفرش به کابل می گذارم و وقتی به یاد می آوردم که همه آنچه از زن غربی به وفور و در اندازه های وسیع در دسترس زنان خاورمیانه قرار می گیرد تصویرغیرواقعی و پررنگ و لعاب او در رسانه های جمعی عامه پسند است به خودم حق می دهم که نگران شوم و حتی اندکی از ریشه های برداشت طالبانی ازفرهنگ زن غربی را دریابم. وقتی همیشه این تصویر بزک کرده خوش رنگ و لعاب خشونت دیده پیشتروتندتر و پررنگ ترو جلوتر تر و بزرگ تر از همه تصاویر دیگردر جهان منتشر می شود.

3 حاشیه to “”

  1. katbalou:

    so interesting. somehow…agree.
    mass media is gonna get toxic.

  2. دختر كولي:

    همينطوره

  3. Anonymous:

    درباره مردهاهم بنویسید

حاشیه بزنید