سینمای خانگی و ستون ثابت و سایر قضایا

داشتن خواننده پرو پا قرص هم بعضی وقتها عجب چیزبامزه ای است!
چشم گل مریم جان! عرض کنم که : اولا خیر امسال هنوز از آن سرماهای آنچنانی خبری نیست . گویا خیال هم ندارد زمستان خیلی سختی باشد. هنوز از منهای 15پایین تر نرفته ایم و برف هم گرچه سی سانتی آمده است اما خوب سی چهل سانت برف که چیزی نیست ( دیدی آخرش از ندید بدیدی برف در آمدم ؟!)
کریسمس هم مثل سالهای دیگر. گویا امسال که وضع کار و اقتصاد خوب بوده مردم بیشتر خرید کرده اند. پریروز تلویزیون آمار می داد که امسال هر کانادایی به طور متوسط 1300 و اندی دلار هدیه کریسمس خریده است که نسبت به سال قبل رشد قابل توجهی داشته است. گمانم از این جمعیت نصف بیشترشان هم آی پاد خریده اند. میشود لطفا یک نفر برای من توضیح بدهد جذابیت پنهان این آی پاد چیست ؟ به جز قیافه اش؟ احتمالا پیر شده ام که دیگر جذابیت اینجورچیزها را در نمی یابم.

و برای هادی نیلی و آنهایی که گاه برایم نامه می دهند و می گویند از زندگی در غرب بگو عرض کنم که در روزنامه خواندم که در این شهر تورنتو یک سبک جدید معاشرت باب شده است که مردم در سالن اجتماعات مجتمع مسکونی اشان ( همان که بهش می گوید پارتی روم یا مولتی پرپوز روم) دور هم جمع می شوند و یک بساط سینمای خانگی و دی وی دی و چس فیل و کوکتل هم جور می کنند و با دوستان دور هم می نشینند و دسته جمعی فیلم تماشا می کنند و در ضمنش می گویند و می خندند. گویا بعد از این قرار است برای جلوگیری از کپی شدن فیلم ها در شبکه های غیرقانونی دی وی دی فیلم های پرطرفدار همزمان با نمایش سینمایی اش عرضه شود . به این ترتیب احتمالا بازار این مدل فیلم تماشا کردن هم با این اوصاف داغ تر می شود چرا که به نظر بسیاری از مردم تماشای باسن خانم جنیفرلوپز بر پرده بزرگ سینما آنقدر جذاب نیست که به خاطرش در سرمای زمستان بکوبی و تاسینمای محل رهسپار شوی و تازه در طول تماشای فیلم های اکثرا کسالت بار نتوانی با بغل دستی ات گپ بزنی. اصولا کسانی که در این مورد باهاشان مصاحبه شده بود معتقد بودند که فیلم دیدن دیگر مثل سابق فریضه بی همتایی نیست که نشود چند سرگرمی دیگر را هم قاتقش کرد و بنابراین سینماهای کوچک در جمع های دوستانه و خانوادگی این امکان را فراهم میکنند. ظاهرا آش آنقدر داغ است که بسیاری از مجتمع سازان در این فکرند که به جای اتاق های بدن سازی مجتمع های مسکونی که معمولا تجهیزات مطلوبی ندارند ، اتاقی مخصوص سینمای خانگی را برای استفاده ساکنان مجتمع در نظر بگیرند که طرفداران بیشتری دارد. به خصوص که در زندگی های لانه زنبوری امروز کمتر کسی در آپارتمان ( به قول اینجایی ها کاندو) کوچکش جایی برای سینمای خانگی دارد.

آهان ! در ضمن . من از این هفته نوشتن یک ستون در هفته نامه شهروند را آغاز کرده ام. این یک کار داوطلبانه است برای پوشش دادن جشنواره ” زیرگنبد کبود” که نوروز امسال قرار است در تورنتو برگزار شود. متاسفانه خداحافظی کردن با ژورنالیسم کار آسانی نیست . بدجوری کرم دارد و دفع این کرم کار هرکسی نیست. دست کم فعلا کار من نیست. بنابراین باز هم مرتکب شدم. بی زحمت نگاهی برش بیاندازید و نظر بدهید. ممنون می شوم.

3 حاشیه to “سینمای خانگی و ستون ثابت و سایر قضایا”

  1. Anonymous:

    If you have to ride bus or train or subway everyday (for an hour or more), then you’ll get the IPOD things.

  2. golmaryam:

    مریم عزیز سلام. مطمئن بودم که این دفعه دست خالی برنمیگردم. ممنونم که ناامیدم نکردی. حالا که با دوستان همکلاسی وبلاگی به هم زده ایم میدانم که هر کامنتی چقدر میتواند برای آدم جالب باشد. به نوشته ات در شهروند نگاهی انداختم. اسمش آدم را یاد همشهری خودمان می اندازد. ضمنا در مورد عید نوروز یواش یواش احساس می کنم که برای ما تنها نامی از عید مانده و تعطیلاتی طولانی و بی سرو ته که اگر اوضاع مالی خوبی داشته باشی می توانی از آن لذت ببری . هیچ فعالیت دست جمعی باقی نمانده که با آن نوروزمان نوروز شود. امیدوارم شما بتوانید با تلاشهایتان یاد و خاطره ای از آن برای بچه هایمان حفظ کنید.

  3. Amirmehdi Haghighat:

    جالب و خواندنی بود.

حاشیه بزنید