سیریانا

سیریانا را دیدم.جرج کلونی حقش است یک جایزه ای چیزی بگیرد.از بس که احمق و قدیمی است تو این فیلم.
اگر دوست دارید صدای اذان را روی آرم کمپانی برادران وارنر و نام ایران را به تلفظ های جورواجور و صد و چندین مرتبه بشنوید و برای خدا می داند چندمین بار در زندگی اتان به عنوان شهروند یک مملکت نفتی به خاطر بیاورید که روی چه ثروت نکبتی قدم می زنید بروید فیلم را ببینید. فقط بگویم که یک صحنه شکنجه دارد که من یکی را به شدت به هم ریخت اگر دلش را ندارید نبینید.
بقیه اش هم خوب فیلم جاسوسی است دیگر.مثل بقیه فیلم های جاسوسی . البته فضای داخلی حزب الله لبنان به نظر خیلی واقعی درآمده است . نمی دانم چرا بعضی دوستان اینقدر برای این فیلم ذوق زده شده اند.چون آدم آمریکایی هایش بد و بد جنس بودند؟ یا اینکه قصه اش خیلی راست بود؟
برای من که این روزها آقتاب مرگ ( یعنی کسی که دق مرگ گرفته از بس که دلتنگ آفتاب است ) گرفته ام بهترین چیزش خلیج فارس آفتابی و درخشان بود که باعث شد دلم حسابی برای کیش تنگ بشود.

2 حاشیه to “سیریانا”

  1. s:

    سلام.
    باب (کلونی) به نظرِ من فقط کمی قدیمی بود؛ احمق نبود. اما چطور فضای داخلیِ حزب‌الـله به نظرتان *واقعی* آمد؟ (کمی شک دارم که منظورتان *باورپذیر* بوده باشد.) این گروه برای من جذابیت‌هایی دارد، و ممنون می‌شوم که اگر چیزهای مستندی در موردِ فضای داخلی‌اش خوانده‌اید یا دیده‌اید به من معرفی کنید.

  2. maryam:

    فکر می کنم کلمه درست را شما به کار برده اید .باید می نوشتم باورپذیر وگرنه واقعا من از کجا می دانم فضای داخلی حزب الله لبنان جگونه است؟ ممنون از تذکرتان.

حاشیه بزنید