اولین و آخرین پست خطاب به یک ناشناس آشنا

ناشناسی پایین یکی از نوشته های قبلی کامنتی گذاشته مبنی براینکه بهتر است من درباره فیلم ننویسم و همان که به ادبیات … می زنم کافی است و بعد هم مقداری تحلیل شخصیت کرده و چیزهایی از این دست. از آنجایی که واژگان رکیک در آن یادداشت بسیار بود منتشرش نکردم. چون قبلا هم گفته ام اگر ناشناسی با واژگان رکیک پانوشت بگذارد منتشرش نمی کنم.

و این اولین و آخرین پست خطاب به ناشناسی است که ظاهرا با صاحب این وبلاگ مشکل شخصی دارد:
خانم یا آقای محترم از سایه بیرون بیا و حرف اصلی ات را بزن وگرنه این وبلاگ یک وبلاگ ساده و معمولی است متعلق به کسی که زمانی سوداهایی داشته و دیگر ندارد . این وبلاگ نه ادعای نقد فیلم دارد و نه ادبیات و نه هیچ چیز دیگر. تنها یک دفترچه شخصی است .من هرگز ژورنالیست درجه یکی نبوده ام و ادعایش را هم ندارم.اما دغدغه هایش را داشته ام و هنوز هم دارم. شما که ظاهرا نویسنده این وبلاگ را از نزدیک می شناسی اگر اینقدر ازش متنفری برای چی یادداشت هایش را می خوانی؟ واگر هم می خواهی نقد شخصیت کنی اولا چرا با واژگان رکیک و دوم چرا پای مطلبی که ربطی به موضوع ندارد؟
ناشناس نوشتن به خودی خود جای ایراد نیست . ایراد وقتی است که آشنایی به اسم ناشناس واژگان رکیک به کار می برد و این میان گاف هم می دهد و آشنابودن را عیان می کند.

4 حاشیه to “اولین و آخرین پست خطاب به یک ناشناس آشنا”

  1. محسن آزرم:

    مريم اين چه يادداشتي است كه نوشته‌اي؟ هركسي حق دارد راجع به فيلمي كه ديده بنويسد، تو كه جاي خود داري و يك عمر روزنامه‌نگار بوده‌‌اي و سابقه‌ات هم كه هست. نه، اين رفتارت را كه يك‌هو خودت را دست‌كم گرفته‌اي دوست ندارم. گاهي نبايد به آدم‌هاي پررو رو داد. نه، اين يكي را مطمئنم!

  2. Anonymous:

    سلام
    آقاي آزرم واقعا يك عمر روز نامه نگار بودن يعني
    دست كم چيزي نزديك به سي چهل سال. البته بنده باهر
    دوي شما كار كرده ام ودر دوره اي از ايشان آموخته ام
    و به همين خاطر به گونه هايي هم نسبت به ايشان ارادت دارم اما اميدوارم بدتان نيايد لحن نوشته تان بوي بدهكاري ميدهد:
    دست پاچه است !( به قول خودتان) نه!

  3. maryam:

    بدهکاری؟ معلوم است که بدهکارم. ظاهرا از نظر دیگران بدهکارم. منتهی زیادی!

  4. محسن آزرم:

    والا من ديگه چي بگم. اگه مي‌دونستم كامنت دوم رو كي نوشته، راحت‌تر مي‌تونستم باهاش حرف بزنم. من معني اسم ننوشتن تو اينترنت رو نمي‌فهمم، به‌نظرم دارم روشن و صريح حرف مي‌زنم.

حاشیه بزنید