یک گزارش غیررسمی از حواشی یک جلسه رسمی

یکشنبه ای که گذشت گروهی از ایرانیان تورنتو با نمایندگان چهار حزب اصلی فعال در صحنه سیاست کانادا دیدار کردند. همین جا بغل گوش ما در اتاق شورای شهر شهرداری نورت یورک. من از اول جلسه نبودم و به سه ربع آخرش رسیدم در نیتجه نمی توانم دقیقا بگویم آنجا چه گذشت .احتمالا خبر مفصلش را در شهروند خواهید خواند . برای من این جور وقتها حواشی معمولا جذاب تراز متن اصلی اند.
جمعیتی که آمده بود حرفهای محافظه کارها و لیبرال ها و نو دموکرات ها و سبزها را بشنود واقعا قابل توجه بود. گمانم دست کم سیصد نفری بودند. علی داد مافی نظام رییس جلسه بود که انصافا هم شیک و مقبول اداره کرد.(خدا می داند این کامونیتی ایرانی تورنتو چند تا شومن بلفطره دارد!).
مردم صف بسته بودند و به نوبت سوال می کردند و کاندیداهای هر حزب در وقت تعیین شده پاسخ می داد. نماینده لیبرال ها غایب بود و تنها نیم ساعت آخر جلسه سر رسید. به بسیاری از کسانی که در صف ایستاده بودند نوبت پرسش نرسید و همین موجب رنجش پرسشگری شد که خواسته بود راجع به دیپلماسی کانادا در صورت پیروزی هر حزب و اینکه آیا آنها در صورت پیروزی از حمله آمریکا به ایران حمایت می کنند یا نه بپرسد و نیز به اینکه چرا نماینده لیبرالها دیر آمده . به نظر این پرسشگر که گمانم خودش به زودی در شهروند در این باره گزارش مفصلی بنویسد مسئله سیاست خارجی کانادا از سوالات مربوط به ویزای مهاجرت و اینکه ویزای اسپانسرشیپ پدرو مادرها با تاخیر حاضر می شود مهم تر است . اینها چیزهایی بود که وقتی از جلسه بیرونش آوردند با فریاد و دلخوری بر زبان می آورد. من توی سالن نبودم وقتی که صدای اعتراض او بلند شده بود ولی به نقل از فرنگوپولیس گویا فریاد های ننگ بر تو نثار مجری برنامه کرده بوده است. ایشان به ریاست جلسه هم معترض بود و معتقد بود که ایشان معلوم نیست چکاره است که رییس تشریفاتی جلسه ( منوچهر میثاقی رییس انجمن ایرانیان ) شده است و اینها باید بدانند که ایرانیها همه مهندس و دکترو بیزنس من نیستند و راننده تاکسی ها و پیتزا دلیوری ها هم جزو این کامونیتی هستند .
کاندیداهای احزاب هر کدام بیشترین انرژی را صرف این کرد که جمعیت را قانع کند برنامه های بهتری برای حمایت از مهاجران دارد. نماینده حزب محافظه کار که نمایش حضورشان از بقیه بهتر بود انگشت گذاشته بود روی مسئله پزشکان مهاجر که به سادگی جذب سیستم پزشکی نمی شوند و قول هایی می داد که به این مسئله توجه جدی خواهند کرد و راهکارهایی برایش دارند. نماینده ان دی پی که نمی توانست در فرصت های چند دقیقه ای حرفهایش را جمع و جور کند و آشکارا هیجان زده بود خانم سیاهپوستی بود که روی مسئله حضور اقلیت ها و سیاه پوست ها در حزب خودش تاکید کرد و اینکه نو دموکرات آغوش بازی برای پذیرش تازه کانادایی ها در حزب خودش دارد. لباس سبزسیدی خانمی که از طرف حزب سبزها حرف می زد بد جوری توی ذوق می زد . یک نفر باید به این خانم مشاوره می داد که ایرانیها به این جور نمایش های کلیشه ای حساسیت تاریخی دارند ( مثل حساسیتی که نسبت به خانواده رنگ های سبز خاکی معروف به پاسداری وجود دارد).
محافظه کارها با آن قد های درازشان و نیز سبزها اولین گروه هایی بودند که بعد از پایان جلسه محل را به سرعت ترک کردند. نماینده لیبرالها که گویا دوستان ایرانی زیاد داشت تا یک ساعتی بعد از پایان جلسه مانده بود و با اهالی گپ می زد.
نکته اخلاقی : ایرانی ها به هرچه بی خیال باشند به سیاست بی خیال نیستند!
نکته کنکوری مهم : بهمن کلباسی غایب بود!

3 حاشیه to “یک گزارش غیررسمی از حواشی یک جلسه رسمی”

  1. sima:

    مریم جان،

    برای اینکه اطلاعات اشتباهی نداده باشم، خواستم گفته باشم که آن مرد معترض به زبان انگلیسی رو به مجری کرد و فریاد زد:
    “Shame on you Mr…..”

    “ننگ بر تو” ترجمه نه چندان دقیق من از اعتراض او بود.

    از راهنمایی در مورد گلودرد و سرفه هم ممنون. 5-6 بار تا به حال بخور اوکالیپتوس کرده ام و خیلی کمک کرده.
    سلامت باشی.

  2. bahman Kalbasi:

    baba I had to go on an early afternoon date, otherwise, I wanted to come.

  3. شهلا حضرتي:

    با سلام – مريم خانم اين نكته را هميشه مد نظر داشته باش كه ايراني ها رو دست كم نگيري جانم ايراني هر چي نباشه يك ايراني و هميشه هم سرش تو سياست بوده و هست و خواهد بود پس آفرين بر اين ايران و مردم ايران
    مريم خانم خارجي ها هر چه نباشند خارجيند و كارشان دروغ گفتن و دروغبافي است پس يك ايراني هيچ وفت خارجي را نبايد دست كم بگيرند چون پشت آن همه دروغ يك چيز ديگه است كه فقط خودشان از اون سر در مياره
    خداحافظ – شهلا

حاشیه بزنید