کلاس ژورنالیسم آن لاین را با کن وولف می گذرانیم که از دبیران سی بی سی آن لاین است. آنجور که از همه می خواهد کوتاه و مختصر و رسا و جمع جور بنویسیم جا برای هیچ لفاظی و قلمفرسایی نمی ماند . بهتر. در عوض عرصه برای بازی با اصطلاحات و عبارات تک کلمه ای که یک تنه کار یک جمله را می کنند و بسیار به خورده فرهنگ مربوط می شوند باز است. اینجا این سوال پیش می آید که پس در این صورت مخاطب ما روز به روز محدود تر می شود. چون کسی که از کالیفرنیا وبسایت سی بی سی در تورنتو را می خواند ممکن است از برخی اصطلاحات سر در نیاورد. فرمودند خیر اینطور نیست کلمات ما به مجموعه واژگانی دیگران هم راه پیدا میکند.نمی دانم این استدلال تا چه حد درست است . آمار می گوید میزان بازدید از یک وبسایت خبری معمولا آنقدر که به طراحی صفحه و جذابیت محتوا ربط دارد به زبانش ربط ندارد. از طرف دیگر این زبان انگلیسی پدرسوخته ژورنالیستی با این تاکید بر ساده سازی اش عملا دست را باز می گذارد برای آنها که بعد از یکی دو سال سماجت می خواهند به انگیسی کار ژورنالیستی کنند. گیریم حالا نه از نوع خیلی اعلایش.

یک چیز بامزه دیگر هفته پیش سر کلاس قرار شد برای خبری درباره یک متقلب که با داستان سازی درباره یک سگ خیالی توانسته از تسهیلات زندان برای عمل جراحی قلب باز استفاده کند تیتر بزنیم.تنها چیزی که به فکرم نرسید این بود که سگ خیالی را وارد تیتر کنم. دست آخر کن بهمان یاد آوری کرد که برای مردم در آمریکای شمالی سه چیز است که خبر می سازد و جلبشان می کند که هر سه در انگلیسی با حرف ک شروع می شوند. جرم و جنایت. کودکان و حیوانات. یادتان باشد اگر در خبر رد پایی از یک حیوان دیدید حتما توی تیتر بیاوریدش. آمریکای شمالی حتما آن را خواهد خواند.

حاشیه بزنید