<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/</link>
	<description>دفترچه شخصی مریم نبوی نژاد</description>
	<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 00:26:01 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: عقیل</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/#comment-37312</link>
		<dc:creator>عقیل</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Aug 2007 17:20:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/#comment-37312</guid>
		<description>سلام خانم نبوی نژاد عزیز
اطلاعات چندانی راجع به چاک پستان ندارم ولی پست قبلی اتان قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید یعنی چی ؟ در محاورات صمیمانه امان وقتی می گوییم برو درشو بذار همچین انگار حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این آقای پورمحسن واقعا از امورات پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده است .  در مملکتی که بدون دانستن بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری و پیچ و خم هایش می خواهیم سنگ های بزرگ برداریم باید منتظر فاجعه هم باشیم . وقتی آن قدر مست نا آگاهی امان می شویم که یادمان می رود بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی دارد و می پنداریم فقط اندک اطلاعاتی راجع به حوزه ی تخصصی گفت و گو کافی ست و برایمان مهم نیست که قبل از گفت و گو مطالعات جامعی ورای موضوع گفت و گو نیز در مورد فرد مورد نظرمان داشته باشیم و ...چندان دور از ذهن نیست که پورمحسن بینوا نیز اصلا نمی دانسته که آن بانوی محترم هم آره! خوب شد ایران نیستید در حال حاضر و گرنه با مصیبت نامه هایی مواجه می شدید محصول ذهن های کم عمق در این روزنامه های وطنی . 
شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد ؟ خوشحال می شوم اگر از کوچه ی شیدایان هم گذر کنید . الته چندان تحفه ای نیست ولی خوب هر از گاهی اگر سری بزنید شاید از سر اتفاق چیزکی نصیبتان شود
این پایان نیست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم نبوی نژاد عزیز<br />
اطلاعات چندانی راجع به چاک پستان ندارم ولی پست قبلی اتان قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید یعنی چی ؟ در محاورات صمیمانه امان وقتی می گوییم برو درشو بذار همچین انگار حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این آقای پورمحسن واقعا از امورات پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده است .  در مملکتی که بدون دانستن بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری و پیچ و خم هایش می خواهیم سنگ های بزرگ برداریم باید منتظر فاجعه هم باشیم . وقتی آن قدر مست نا آگاهی امان می شویم که یادمان می رود بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی دارد و می پنداریم فقط اندک اطلاعاتی راجع به حوزه ی تخصصی گفت و گو کافی ست و برایمان مهم نیست که قبل از گفت و گو مطالعات جامعی ورای موضوع گفت و گو نیز در مورد فرد مورد نظرمان داشته باشیم و &#8230;چندان دور از ذهن نیست که پورمحسن بینوا نیز اصلا نمی دانسته که آن بانوی محترم هم آره! خوب شد ایران نیستید در حال حاضر و گرنه با مصیبت نامه هایی مواجه می شدید محصول ذهن های کم عمق در این روزنامه های وطنی .<br />
شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد ؟ خوشحال می شوم اگر از کوچه ی شیدایان هم گذر کنید . الته چندان تحفه ای نیست ولی خوب هر از گاهی اگر سری بزنید شاید از سر اتفاق چیزکی نصیبتان شود<br />
این پایان نیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: عقیل</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/#comment-37311</link>
		<dc:creator>عقیل</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Aug 2007 17:05:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2007/08/616/#comment-37311</guid>
		<description>سلام خانم نبوی نژاد عزیز
راجع به چاک پستان اطلاعات چندانی ندارم ولی پست قبلی اتان کمی قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید دیگر یعنی چی ؟به کار کلام مکتوب نمی آید ولی وقتی در محاورات صمیمانه امان می گوییم برو درشو بذار همچین حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این یارو پور محسن از مسایل پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده . فکرش را بکن وقتی بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری را نمی دانیم و آنقدر مست نا آگاهی آمان می شویم که فراموش می کنیم مخاطبمان کیست و بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی با خود دارد و مقدمات یک گفت و گو را نمی دانیم البته نه در حوزه ی بحث مورد گفت و گو که منظورم مقدمات مربوط به جمع آوری اطلاعاتی جامع راجع به مسایلی ورای موضوع محدود گفت و گوست .آن وقت باورمان می شود که پورمحسن واقعا نمی دانسته آن بانوی محترم واقعا یه چیزیش می شده و ...مدتی ست ایران نیسنید و از نزدیک نمی بینید که چه مصیبت نامه هایی منتشر می شوند با این روزنامه نگاران کم عمق . شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد؟ خوشحال می شوم از کوچه ی شیدایان گذر کنید . شاید زیاد به کارتان نیاید ولی ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم نبوی نژاد عزیز<br />
راجع به چاک پستان اطلاعات چندانی ندارم ولی پست قبلی اتان کمی قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید دیگر یعنی چی ؟به کار کلام مکتوب نمی آید ولی وقتی در محاورات صمیمانه امان می گوییم برو درشو بذار همچین حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این یارو پور محسن از مسایل پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده . فکرش را بکن وقتی بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری را نمی دانیم و آنقدر مست نا آگاهی آمان می شویم که فراموش می کنیم مخاطبمان کیست و بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی با خود دارد و مقدمات یک گفت و گو را نمی دانیم البته نه در حوزه ی بحث مورد گفت و گو که منظورم مقدمات مربوط به جمع آوری اطلاعاتی جامع راجع به مسایلی ورای موضوع محدود گفت و گوست .آن وقت باورمان می شود که پورمحسن واقعا نمی دانسته آن بانوی محترم واقعا یه چیزیش می شده و &#8230;مدتی ست ایران نیسنید و از نزدیک نمی بینید که چه مصیبت نامه هایی منتشر می شوند با این روزنامه نگاران کم عمق . شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد؟ خوشحال می شوم از کوچه ی شیدایان گذر کنید . شاید زیاد به کارتان نیاید ولی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
