مثل اینکه بحث چاک پستان داغ است. بعد خانم وزیر انگلیسی نوبت هیلاری کلینتون است که نواخته شود. حال آدم از اینها که اسم خودشان را ویراستار مد می گذارند به هم می خورد در این مملکت آمریکا.
مقاله آنتونیا زربسیاس در تورنتو استار امروز داستان را کنار هم چیده و قضیه را توضیح می دهد. از شارون استون نقل می کند که هیلاری زیادی سکسی است و برا ی همین از سر آمریکایی ها زیاد است انتخابش کنند در حالیکه جین فوندا یاد آوری می کند که این خانم به جز واژن و دامن مواضع موافق جنگ عراق هم داشته. مقاله پیش بینی می کند که چون چاک پستان هیلاری از نوع آمریکایی پسند نیست ( مصنوعی نیست. جوان نیست. ور آمده نیست . مادرانه است ) بنابراین کمکی به رای آوردن او نمی کند.
از این تکه ها که تورنتو استار به فرهنگ عامه آمریکایی می اندازد خوشم می آید.
August 10th, 2007 at 12:05 pm
سلام خانم نبوی نژاد عزیز
راجع به چاک پستان اطلاعات چندانی ندارم ولی پست قبلی اتان کمی قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید دیگر یعنی چی ؟به کار کلام مکتوب نمی آید ولی وقتی در محاورات صمیمانه امان می گوییم برو درشو بذار همچین حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این یارو پور محسن از مسایل پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده . فکرش را بکن وقتی بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری را نمی دانیم و آنقدر مست نا آگاهی آمان می شویم که فراموش می کنیم مخاطبمان کیست و بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی با خود دارد و مقدمات یک گفت و گو را نمی دانیم البته نه در حوزه ی بحث مورد گفت و گو که منظورم مقدمات مربوط به جمع آوری اطلاعاتی جامع راجع به مسایلی ورای موضوع محدود گفت و گوست .آن وقت باورمان می شود که پورمحسن واقعا نمی دانسته آن بانوی محترم واقعا یه چیزیش می شده و …مدتی ست ایران نیسنید و از نزدیک نمی بینید که چه مصیبت نامه هایی منتشر می شوند با این روزنامه نگاران کم عمق . شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد؟ خوشحال می شوم از کوچه ی شیدایان گذر کنید . شاید زیاد به کارتان نیاید ولی …
August 10th, 2007 at 12:20 pm
سلام خانم نبوی نژاد عزیز
اطلاعات چندانی راجع به چاک پستان ندارم ولی پست قبلی اتان قابل تامل است . اولا لطفا درش را بگذارید یعنی چی ؟ در محاورات صمیمانه امان وقتی می گوییم برو درشو بذار همچین انگار حالش بیشتر است . غرض این که بیایید باور کنیم این آقای پورمحسن واقعا از امورات پایین تنه ای آن خانم بی اطلاع بوده است . در مملکتی که بدون دانستن بدیهی ترین امور مربوط به روزنامه نگاری و پیچ و خم هایش می خواهیم سنگ های بزرگ برداریم باید منتظر فاجعه هم باشیم . وقتی آن قدر مست نا آگاهی امان می شویم که یادمان می رود بستر جغرافیایی که در آن قلم می زنیم چه مناسباتی دارد و می پنداریم فقط اندک اطلاعاتی راجع به حوزه ی تخصصی گفت و گو کافی ست و برایمان مهم نیست که قبل از گفت و گو مطالعات جامعی ورای موضوع گفت و گو نیز در مورد فرد مورد نظرمان داشته باشیم و …چندان دور از ذهن نیست که پورمحسن بینوا نیز اصلا نمی دانسته که آن بانوی محترم هم آره! خوب شد ایران نیستید در حال حاضر و گرنه با مصیبت نامه هایی مواجه می شدید محصول ذهن های کم عمق در این روزنامه های وطنی .
شناختید خانم ؟ قیومی هستم .همشهری اصفهان . یادتون اومد ؟ خوشحال می شوم اگر از کوچه ی شیدایان هم گذر کنید . الته چندان تحفه ای نیست ولی خوب هر از گاهی اگر سری بزنید شاید از سر اتفاق چیزکی نصیبتان شود
این پایان نیست