نتوانستم بخوانم. این را . رمان ” یخ” از ولادیمیر سوروکین که می گویند تنها نویسنده کلاسیک زنده روسیه است.این را مطبوعات آمریکایی می گویند. برایش هورا کشیده بودند. فصل اول با خون و شکنجه شروع می شود. موطلایی های چشم آبی را در مسکوی امروز می دزدند و با چکشی از جنس یخ قفسه سینه اشان را …
تمام داستان همین است. مثلی از بزهکاری و باندهای تبهکاری که به جان روسیه امروز افتاده است.
در فکرم که متر و معیار این نشریات آمریکایی برای پسند کردن یک اثر چیست؟ واقعا به این نتیجه رسیده ام که نوعی از پورنوگرافی باید حتما دخیل باشد . حالا سکس نشد شکنجه و فواره خون. سلیقه هایمان با هم فرق دارد. با این مرور کتابهای آمریکایی. ما خودمان مثل زنده اش را داریم . قصه روسی پیشکشمان… آدم دلش برای چخوف تنگ می شود.
August 22nd, 2007 at 9:27 pm
val hagh ke rast migi. man in ketab ra naxondam, amma dar mored meyarhayeh emruzi bahat movafegham ke xeylish bixodeh. piruz bashi. pouneh