من از شب های دراز زمستان متنفرم. تنها زمستانی که شبهایش شب نبود سال 1378 بود و بس.
به سبک یسنا که بی دریغ و پیوسته می پرسد چرا می خواهم بپرسم چرا؟
من از شب های دراز زمستان متنفرم. تنها زمستانی که شبهایش شب نبود سال 1378 بود و بس.
به سبک یسنا که بی دریغ و پیوسته می پرسد چرا می خواهم بپرسم چرا؟