بعد از پنج سال که در این ده بزرگ به نام تورنتو زندگی می کنم تازه بوهایی می شنوم که این شهر دارد واقعا شبیه شهر می شود با همه مفهوم بورژوازی کاپیتالیستی مدرنیستی (هر چه فریاد دارید بر سر سرمایه داری و مدرنیسم- اوربانیسم بکشید ! ) . تورنتو پایتخت فقر کانادا می شود. یک دیوانه ای از آن سر دنیا دقیقا از قزاقستان بلند شده آمد سر چهارراه یانگ و بلور که گرانترین چهار راه کاناداست دارد یک برج هشتاد طبقه می سازد و مردم برای خریدن لانه کلاغ های نیم میلیونی دلاری برجه که اسمش را گویا قرار است بگذارد برج قزاق شب توی خیابان می خوابند. از آن طرف آمار جرایم مرتبط با اسلحه گرم در میان نوجوانان خصوصا در محله های فقیر نشین بالا می رود. هیچ کس حاضر نیست مسوولیت یک غول بی شاخ و دمی که کنار دریاچه دراز کشیده و اسمش را هم گذاشته اند بزرگراه و رگ حیات زندگی شهری دریاچه را بند آورده قبول کند. کسی هم پول ندارد راست و ریسش کند که تازگی ها اینقدر تخته های سیمان و سنگ ازش فرو نریزد. ساختارهای بنیادی شهر کهنه اند و طاقت پذیرش این همه تغییر و افزایش جمعیت را ندارند. مترو دایم تاخیر دارد . مهد کودک ها ظرفیت تکمیل اند. بیمارستان ها وقت های مسخره برای جراحی های فوری می دهند.
با این حال و با این همه دروغ و بخور بخور مردم از ترس قدرت گرفتن مدارس مذهبی ( قولی که محافظه کارها دادند و انتخاباتی را که نزدیک بود ببرند باختند) بی خیال محافظه کارها می شوند و همچنان به لیبرال ها رای اکثریت می دهند . اتحادیه های کارگری تقویم شلوغ تری برای ترتیب دادن اعتصاب ها و فشار به دولت برای افزایش دستمزد تدارک دیده اند. حزب سوم که طرفدار خدمات بیشتر دولتی است شمشیر داموکلس را بالای سر هر دو تا رقیب نگه داشته که اگر محلم نگذارید حالتان را می گیرم. عیال رییس حزب مربوطه که خودش نماینده شورای شهر است ساعت ده شب در داروخانه ای در محله آنکس دارد پیژامه به پا و گرمکن به تن خمیر دندان و کاغذ توالت می خرد. (خودم دیدم!)
این شهر به وضوح شلوغ تر و فقیر تر و ثروتمند تر و پیچیده تر از پنج سال پیش و زمانی است که به آن وارد شدم. دارم با آن بزرگ می شوم.
December 2nd, 2007 at 6:43 am
مشخصات آن “ده بزرگ” چی ست یا چه بود؟ چه چیز آن را یک “ده”می کرد؟
December 15th, 2007 at 5:13 am
سلام من هم در ارزوی بزرگ ان طرفدنیا بودم ولی دست نیافتم.به ان چه که رویاهایم را در ان تجسم کنم. تمام خواسته هایم را در ان دنیای پر زرق برق به ثمره عمل نشانم.تو بگو در ایران بهتر زندگی کردی یا ان طرف با این که یه خارجی بودی ویا از طبقه جهان سومی.