<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/</link>
	<description>دفترچه شخصی مریم نبوی‌نژاد</description>
	<lastBuildDate>Fri, 26 Nov 2010 13:14:57 -0500</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: رضا جعفری</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-86080</link>
		<dc:creator>رضا جعفری</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Dec 2008 06:15:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-86080</guid>
		<description>پیام به همه ی انهایی که مخالف دین هستند&lt;مخصو صا نویسنده ی به ظاهر همه چیز دان&lt;  شما که هیچ چیزی از دین نمی دانید چرا مزخرف می گید؟
اخه کدوم عقل و منطقی گفته که برای فهمیدن و درست انجام دادن یک کار حتما باید خودمان اونرو تجربه کنیم؟
چرا از تجربیات دیگران استفاده نکنیم و بهره نبریم؟ 
و لازمه اینجا بگم کی دین(اسلام) کاملا با اصول منطقی استوار است و هر دستوری که داده برای منفعت خود انسانهاست.
با تشکر
رضا جعفری از تهران.لیسانس روابط بین الملل</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پیام به همه ی انهایی که مخالف دین هستند&lt;مخصو صا نویسنده ی به ظاهر همه چیز دان&lt;  شما که هیچ چیزی از دین نمی دانید چرا مزخرف می گید؟<br />
اخه کدوم عقل و منطقی گفته که برای فهمیدن و درست انجام دادن یک کار حتما باید خودمان اونرو تجربه کنیم؟<br />
چرا از تجربیات دیگران استفاده نکنیم و بهره نبریم؟<br />
و لازمه اینجا بگم کی دین(اسلام) کاملا با اصول منطقی استوار است و هر دستوری که داده برای منفعت خود انسانهاست.<br />
با تشکر<br />
رضا جعفری از تهران.لیسانس روابط بین الملل</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: تولد دو دوست «خوب» &#171; روزانه‌های پویا‌شوقی</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-85748</link>
		<dc:creator>تولد دو دوست «خوب» &#171; روزانه‌های پویا‌شوقی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 01:50:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-85748</guid>
		<description>[...] نکرده‌ام ولی از دیرباز خواننده‌اش بوده‌ام و خصوصا از این پست او بهره‌ها و سودها برده‌ام. امروز دنبال حسابش در [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] نکرده‌ام ولی از دیرباز خواننده‌اش بوده‌ام و خصوصا از این پست او بهره‌ها و سودها برده‌ام. امروز دنبال حسابش در [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: الف.م.</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-72133</link>
		<dc:creator>الف.م.</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 06:57:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-72133</guid>
		<description>خیلی خیلی خوب بود. این را باید باید به همه داد بخوانند. باید فرزندانمان را از آن سیاهی احمقانه ای که ما خود در آنها دست و پا زدیم و وقتی سرمان را بیرون کشیدیم که دیگر دیر شده بود نجات بدهیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خیلی خوب بود. این را باید باید به همه داد بخوانند. باید فرزندانمان را از آن سیاهی احمقانه ای که ما خود در آنها دست و پا زدیم و وقتی سرمان را بیرون کشیدیم که دیگر دیر شده بود نجات بدهیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کلثوم</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-71795</link>
		<dc:creator>کلثوم</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 04:07:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-71795</guid>
		<description>می توانم به جرات بگویم که زهرا خانم(که من پست او را نخوانده ام)همه راسر کار گذاشته  .فرقی که او با مریم ها دارد این است که در همه روابط پیشرو تر است ، اما به او یاد داده اند که به روی بزرگواری نیاورد ، راهنما بزند به راست وبعد به چپ بپیچد . این همان حقه بازی وریا بازی است که که در تمام سطوح فعلا جاری است . بنظر من مریم کمی نا آگاه از واقعیت ها است .درسی را می دهد که زهرا خانم در آن دکترا دارد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می توانم به جرات بگویم که زهرا خانم(که من پست او را نخوانده ام)همه راسر کار گذاشته  .فرقی که او با مریم ها دارد این است که در همه روابط پیشرو تر است ، اما به او یاد داده اند که به روی بزرگواری نیاورد ، راهنما بزند به راست وبعد به چپ بپیچد . این همان حقه بازی وریا بازی است که که در تمام سطوح فعلا جاری است . بنظر من مریم کمی نا آگاه از واقعیت ها است .درسی را می دهد که زهرا خانم در آن دکترا دارد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: الهام</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-71029</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 14:22:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-71029</guid>
		<description>بهتر است سنت را از دين جدا كنيم.آنچه كه زهرا و امثال او را وادار به اين عكس العملها ميكند دين نيست. رسوم و سنتهاي ما است كه شايد هم با برداشت غلط از دين آمده.دين اسلام از نظر آسانگيري روابط جنسي از آزادترين دينهاست.تنها محدوديت آن اجازه وليست كه آن هم در وجوبش احتياط است و همه علماي اسلام يك نظر نيستند.به غير از آن خرجش يك صيغه است كه حتي خود طرفين هم مي توانند بخوانند نه شاهد لازم است نه قاضي نه كشيش نه آخوند.در صورتي كه باكره نباشي هم( چه بكارت شرعي برطرف شده باشد چه غير شرعي آن اجازه احتياط دار را هم لازم نداري.پس به گردن دين انداختن محدوديتهايي كه خودمان درست كرده ايم درست نيست.اين نوع ازدواج هيچ تعهدي براي طرفين در بر ندارد زمانش را طرفين توافق ميكنند .اين يعني چي يعني راحت باش. گرچه اين حرفها چون مال اسلام است به مزاق فمينيستها خوش نمي آيد و انگ ارتجاع ميزنند .ولي همين رابطه در چارچوب زندگيهاي موقتي و همخانگي در غرب رواج دارد ولي خوب هر چي باشد مرغ همسايه غاز است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهتر است سنت را از دين جدا كنيم.آنچه كه زهرا و امثال او را وادار به اين عكس العملها ميكند دين نيست. رسوم و سنتهاي ما است كه شايد هم با برداشت غلط از دين آمده.دين اسلام از نظر آسانگيري روابط جنسي از آزادترين دينهاست.تنها محدوديت آن اجازه وليست كه آن هم در وجوبش احتياط است و همه علماي اسلام يك نظر نيستند.به غير از آن خرجش يك صيغه است كه حتي خود طرفين هم مي توانند بخوانند نه شاهد لازم است نه قاضي نه كشيش نه آخوند.در صورتي كه باكره نباشي هم( چه بكارت شرعي برطرف شده باشد چه غير شرعي آن اجازه احتياط دار را هم لازم نداري.پس به گردن دين انداختن محدوديتهايي كه خودمان درست كرده ايم درست نيست.اين نوع ازدواج هيچ تعهدي براي طرفين در بر ندارد زمانش را طرفين توافق ميكنند .اين يعني چي يعني راحت باش. گرچه اين حرفها چون مال اسلام است به مزاق فمينيستها خوش نمي آيد و انگ ارتجاع ميزنند .ولي همين رابطه در چارچوب زندگيهاي موقتي و همخانگي در غرب رواج دارد ولي خوب هر چي باشد مرغ همسايه غاز است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: leila</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-71026</link>
		<dc:creator>leila</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 10:47:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-71026</guid>
		<description>ممنون از این که کامنت من را حذف کردید.یادم باشه از این به بعد فقط کامنت به به چه چه براتون بگذارم.
--------------------------------------------------------------
چه کامنتی؟  دوباره بگذارید.  این دم و دستگاهی که من ازش استفاده می کنم قراضه است . دیگران هم گله دارند که کامنتشان را نمی گیرم.لطفا دوباره کامنتتان را بگذارید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون از این که کامنت من را حذف کردید.یادم باشه از این به بعد فقط کامنت به به چه چه براتون بگذارم.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
چه کامنتی؟  دوباره بگذارید.  این دم و دستگاهی که من ازش استفاده می کنم قراضه است . دیگران هم گله دارند که کامنتشان را نمی گیرم.لطفا دوباره کامنتتان را بگذارید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Reza</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70828</link>
		<dc:creator>Reza</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 12:34:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70828</guid>
		<description>ضمن تشکر از همه دوستانی که منو به بازی شب یلدا دعوت کردن منم ۵ تا از چیزهایی که خیلیا در مورد من نمیدونن رو اینجا مینویسم:

۱. تا سال آخر دانشگاه فکر میکردم که اگه مرد توی دست زنش حلقه کنه، یعنی اینکه فکر میکردم با رد و بدل شدن حلقه از دست مرد به زن و بالعکس، بچه به وجود میاد! باور کنید جدی جدی میگم.

http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ضمن تشکر از همه دوستانی که منو به بازی شب یلدا دعوت کردن منم ۵ تا از چیزهایی که خیلیا در مورد من نمیدونن رو اینجا مینویسم:</p>
<p>۱. تا سال آخر دانشگاه فکر میکردم که اگه مرد توی دست زنش حلقه کنه، یعنی اینکه فکر میکردم با رد و بدل شدن حلقه از دست مرد به زن و بالعکس، بچه به وجود میاد! باور کنید جدی جدی میگم.</p>
<p><a href="http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know/" rel="nofollow">http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نارنج</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70674</link>
		<dc:creator>نارنج</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 23:02:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70674</guid>
		<description>راست می گی مریم جون. اون موقع ها امکاناتش نبود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راست می گی مریم جون. اون موقع ها امکاناتش نبود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محسن</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70517</link>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Apr 2008 17:25:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70517</guid>
		<description>سلام!لطفا یه نفر لینک پست زهرا را بزاره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!لطفا یه نفر لینک پست زهرا را بزاره.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: sara</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70516</link>
		<dc:creator>sara</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Apr 2008 17:17:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70516</guid>
		<description>زنانه نوشته اید و مثل یک خواهر بزرگتر که من هرگز نداشتم . از وحشت و هراس و دوگانگی که در مرز بیست سالگی داشتمشان به همین کیفیت . آنقدر ترس داشتم و خشم و بغض که به جایی برسم که فریاد بزنم : من باکره نیستم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زنانه نوشته اید و مثل یک خواهر بزرگتر که من هرگز نداشتم . از وحشت و هراس و دوگانگی که در مرز بیست سالگی داشتمشان به همین کیفیت . آنقدر ترس داشتم و خشم و بغض که به جایی برسم که فریاد بزنم : من باکره نیستم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: شکلات تلخ</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70263</link>
		<dc:creator>شکلات تلخ</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 10:59:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70263</guid>
		<description>زنهای مذهبی بیچاره ها بد جوری دچار تضاد هستند.یا باید خودشان را انکار کنند یا دینشان را.دینی که آنها را در بهترین حالت نصفه آدم حساب می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زنهای مذهبی بیچاره ها بد جوری دچار تضاد هستند.یا باید خودشان را انکار کنند یا دینشان را.دینی که آنها را در بهترین حالت نصفه آدم حساب می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: omid bamdad</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70262</link>
		<dc:creator>omid bamdad</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 07:03:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70262</guid>
		<description>maryam in neveshteyeh to shahkar bood, por az eghtedar ,kherad ,sadegi,kholoos,bi ghalo ghashi bi khordeh shisheh,pokhteh v mehraboon bood,too in ghaeleyeh weblogi behtarin neveshte,sadegh tarin bi jaro janjal tarin ,bi modea tarin v ensani tarin,ba ghodrat ,mohkam v vaghan khales
behet eftekhar mikonim
omideh bamdad</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>maryam in neveshteyeh to shahkar bood, por az eghtedar ,kherad ,sadegi,kholoos,bi ghalo ghashi bi khordeh shisheh,pokhteh v mehraboon bood,too in ghaeleyeh weblogi behtarin neveshte,sadegh tarin bi jaro janjal tarin ,bi modea tarin v ensani tarin,ba ghodrat ,mohkam v vaghan khales<br />
behet eftekhar mikonim<br />
omideh bamdad</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: maryam</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70259</link>
		<dc:creator>maryam</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 05:41:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70259</guid>
		<description>خدا کند که همه اینها که تو می گویی درست باشه زهرا خانم. من هرگز فکر نکردم که مطالعه نداری. ولی متن تو به وضوح می گوید که تو وحشت کرده ای. اگر مطالغه داری پس چرا از تن نویسی زنان وحشت می کنی؟ 
و بعد هم آیا همه مطالعه تو دست آخر به اینجا منجر می شود که هماغوشی و همبستری را با قتل مقایسه می کنی؟
آن وقت یک چیز دیگر: پس تو هم به قول حوا از این پچ پجه ها با دوستان متاهلت داری. خوب برای ما هم بگو که شما چه می خوانید . چه برای هم می گویید. بخیل نباش دست کم بگذار بقیه هم بدانند که در چارچوب اخلاقی و مذهبی اش که تو گویا مطالعه داری و بلدی شکل با دین و ایمانش برای نزدیک شدن به این مسایل چیست؟ .آنها که از تن نوشتن باز نمی مانند. تو هم دست کم یک نمونه بده که ما بدانیم آن جور گفتن که تو می پسندی چجور است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدا کند که همه اینها که تو می گویی درست باشه زهرا خانم. من هرگز فکر نکردم که مطالعه نداری. ولی متن تو به وضوح می گوید که تو وحشت کرده ای. اگر مطالغه داری پس چرا از تن نویسی زنان وحشت می کنی؟<br />
و بعد هم آیا همه مطالعه تو دست آخر به اینجا منجر می شود که هماغوشی و همبستری را با قتل مقایسه می کنی؟<br />
آن وقت یک چیز دیگر: پس تو هم به قول حوا از این پچ پجه ها با دوستان متاهلت داری. خوب برای ما هم بگو که شما چه می خوانید . چه برای هم می گویید. بخیل نباش دست کم بگذار بقیه هم بدانند که در چارچوب اخلاقی و مذهبی اش که تو گویا مطالعه داری و بلدی شکل با دین و ایمانش برای نزدیک شدن به این مسایل چیست؟ .آنها که از تن نوشتن باز نمی مانند. تو هم دست کم یک نمونه بده که ما بدانیم آن جور گفتن که تو می پسندی چجور است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: زهرا</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70258</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 05:01:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70258</guid>
		<description>چرا فکر می کنید اگر دختری مذهبی باشد لزوما مطالعه هم نداشته است؟!!!! چرا فکر می کنید فقط شما هستید که می فهمید و بقیه نه می فهمند! نه خواهند فهمید و نه درک خواهند کرد!!!

ببینم شما برای فهم اینکه آیا عمل قتل عمل بد و یا خوبی است باید حتما یه قتل انجام بدید؟!!!
چرا فکر می کنید یک دختر مذهبی لزوما چشم و گوش بسته است و شما باید مادری اش کنید و بهش اطلاع بدید؟!!!!!!!!!!!

احیانا این دخترای مذهبی هیچی ندان از نظر شما یعنی نه داری خانواده هستند و نه در این زمینه کتابهای آموزشی می خوانند و نه اینکه دوستان متاهل دارن که بعضی چیزها رو بهشون بگن!!!

استدلال شما از بیخ و بن ایراد داره مامان جون!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چرا فکر می کنید اگر دختری مذهبی باشد لزوما مطالعه هم نداشته است؟!!!! چرا فکر می کنید فقط شما هستید که می فهمید و بقیه نه می فهمند! نه خواهند فهمید و نه درک خواهند کرد!!!</p>
<p>ببینم شما برای فهم اینکه آیا عمل قتل عمل بد و یا خوبی است باید حتما یه قتل انجام بدید؟!!!<br />
چرا فکر می کنید یک دختر مذهبی لزوما چشم و گوش بسته است و شما باید مادری اش کنید و بهش اطلاع بدید؟!!!!!!!!!!!</p>
<p>احیانا این دخترای مذهبی هیچی ندان از نظر شما یعنی نه داری خانواده هستند و نه در این زمینه کتابهای آموزشی می خوانند و نه اینکه دوستان متاهل دارن که بعضی چیزها رو بهشون بگن!!!</p>
<p>استدلال شما از بیخ و بن ایراد داره مامان جون!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: lمهم اینه که وجود داره</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70257</link>
		<dc:creator>lمهم اینه که وجود داره</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 21:49:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70257</guid>
		<description>سلام مریم جان. تنها پست منصفانه که بدون جانبداری حرفهای زهرارو نقد کرده و صداقت و شرافت از خط به خطش پیداست ، نوشته شماست. موفق باشی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم جان. تنها پست منصفانه که بدون جانبداری حرفهای زهرارو نقد کرده و صداقت و شرافت از خط به خطش پیداست ، نوشته شماست. موفق باشی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Aida</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70232</link>
		<dc:creator>Aida</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 15:53:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70232</guid>
		<description>مریم 

من واقعن لذت بردم . خیلی خوب بود. آرامشت را در تمام خط به خط نوشته ات تخسین می کنم و درکت را. خیلی خوب بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم </p>
<p>من واقعن لذت بردم . خیلی خوب بود. آرامشت را در تمام خط به خط نوشته ات تخسین می کنم و درکت را. خیلی خوب بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: حوا</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70140</link>
		<dc:creator>حوا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 11:29:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70140</guid>
		<description>چقدر خوب نوشتی مریم جان. چقدر خوب که حالا به غیر از کتاب  و فیلم، وبلاگها و این  نوشته های گاه به گاه ما هم هست تا بشود نوشت از تجربه هایی که هیچ وقت گفته نمی شوند. مگر در پچ پچ های محرمانه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر خوب نوشتی مریم جان. چقدر خوب که حالا به غیر از کتاب  و فیلم، وبلاگها و این  نوشته های گاه به گاه ما هم هست تا بشود نوشت از تجربه هایی که هیچ وقت گفته نمی شوند. مگر در پچ پچ های محرمانه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: پيمان</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70138</link>
		<dc:creator>پيمان</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 10:14:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70138</guid>
		<description>مريم جون! اول اينكه واقعآ به حال آن «همبازي خوب» غبطه خوردم. حرامش باشد. دوم اينكه سوالي داشتم. آيا شما زدواج كرده ايد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مريم جون! اول اينكه واقعآ به حال آن «همبازي خوب» غبطه خوردم. حرامش باشد. دوم اينكه سوالي داشتم. آيا شما زدواج كرده ايد؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: به فرنگ برگشته</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/comment-page-1/#comment-70136</link>
		<dc:creator>به فرنگ برگشته</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 09:06:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/04/672/#comment-70136</guid>
		<description>بی نظیر بود.درباری این پست در وبلاگم این پست 
: http://hamburg2004.wordpress.com/2008/04/18/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%af-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88/
را نوشتم که از خاطرم نره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بی نظیر بود.درباری این پست در وبلاگم این پست<br />
: <a href="http://hamburg2004.wordpress.com/2008/04/18/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%af-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88/" rel="nofollow">http://hamburg2004.wordpress.com/2008/04/18/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%af-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88/</a><br />
را نوشتم که از خاطرم نره.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

