سوال این است: چرا این همه موی بلند وقتی قرار است بیشتر وقت شبانه روز را زیر روسری باشد؟
بهار است و گیسو بلند های اینجا طره به باد می دهند. من نمی فهمم چرا باید بلند باشد وقتی نمی شود به بادش داد؟
سوال این است: چرا این همه موی بلند وقتی قرار است بیشتر وقت شبانه روز را زیر روسری باشد؟
بهار است و گیسو بلند های اینجا طره به باد می دهند. من نمی فهمم چرا باید بلند باشد وقتی نمی شود به بادش داد؟
April 23rd, 2008 at 1:25 am
بالاخره در بيرون هم كه نشود به بادش داد، در خانه مي شود روي شانه هايش ريخت تا عطرافشاني كند و يك نفر هم تماشايش كند و گاه گاهي سرش را در زيرشان پنهان كند… نه؟
April 23rd, 2008 at 1:34 pm
مريم جان سلام. دير رسيدم به اين بحث هايی که شخصا مفيدشان می دانم برای جامعه ی وبلاگ نويسان و جامعه ی ايران. از نازلی به اينجا رسيدم و به طرز شديدی نامهی سرگشاده ات به زهرا به دلم نشست. احساس میکنم سالهاست می شناسمت. شاید از ان جهت که تجربياتم از ترس و وحشت در قبال دنیای بعد از باکرگی، احساسم در اين مورد، شباهت زيادی به آنچه که نوشتی داشت. ديشب پست زهرا را خواندم و دلم می خواست برايش بنويسم چيزی شبيه آنچه که نوشته ای اما نه به اين استادی. گفتم دير است. دير رسيدم و کامنتم در لابلای سيل کامنت ها گم خواهد شد. دلم از هرزگی نوشتار بعضی ها سوخت که در اين ميانهی بحث، جز هرزگی و ارضای بيماری جنسی خود به فکر ديگری نيستند… شاد باشی نازنين…