من یک موفعی خوره قلم و دفتر های خوش و بر و رو بودم. نه آن خوشگل دخترانه ها ی گل منگولی و بهاری. از آن مدل های شیک تریپ نویسندگی! جلد چرمی . کاغذ زرد و….
مدتهاست که دیگر بی خیالش شده ام. می دانم که دیگر چیز با ارزشی در آنها نخواهم نوشت. پول هامو جمع می کنم یک خود نویس مشتی بخرم. ( مون بلان مال تازه به دوران رسیده هاست که خودنویس خوب را نمی شناسند!این را یک آدم این کاره به ام گفت) . تازه قضایای محیط زیست و امپریالیسم جهانی و اینها هم هست. شاید فقط یکی از آن دفترها را با یک خود نویس خوب به رسم یادگار دورانی که روی تن درخت ها می نوشتیم نگه دارم. آن هم فقط محض یادگاری! آدم کولی خروار خروار دفتر یادداشت می خواهد چکار؟

حاشیه بزنید