آنها پنج دفترند! درست بگویم. چهارتا! بیست و شش آذر 1363 دفتر اول را شروع کردم. دفتر پنجم که تنها چند صفحه اولش نوشته شده است تاریخ اولین روزها ی آمدنم به کانادا را دارد. قبلا هم گفته بودم. این دفتر برقی که باز شد آن دفتر کاغذی را بستم.
تا همین پارسال دفترها نزد ماهور به امانت بودند. پارسال بالخره آوردمشان. جایی کنج دولاب نشاندمشان. جرات نداشتم سراغشان را بگیرم. آمدیم این خانه . تا همین پریشب در زیر زمین زندانی بودند. پریشب از زندان مرخص شدند.
ماه های آینده را می خواهم با این دفتر ها خود آزاری کنم.