با چند برابر شدن حجم خبرهای مربوط به ایران در رسانه های بین المللی و در راستای اینکه تقریبا هر روز یک آدم غیر فارسی زبان درباره ایران اظهار نظر می کند و لشگر رسانه های فارسی زبان داخل و خارج این اظهار نظر ها را ترجمه و منتشر می کنند یک اتفاق دیگر هم دارد می افتد.

بعضی اصطلاحات زبان انگلیسی بدون اینکه پالایش و فارسی سازی شوند مثل نقل و نبات در خبرهای ترجمه ای به کار می روند . یکی از آنها که بدجوری توی ذوق می زند این اصطلاح putting on the table است.
اکثر رسانه های فارسی زبان مستقیما این اصطلاح را ترجمه می کنند و در نتیجه خوانندگان محترم هی می خوانند که پیشنهاد است که از روی میز برداشته می شود و گذاشته می شود.
جان هر کس دوست دارید اینقدر پیشنهاد و گزینه را روی میز بگذار و بردار نکنید. تن فردوسی تو قبر می لرزد.
چکار میز دارید. میز را ولش کنید. می خواهید چیزی پیشنهادی گزینه ای راه حلی ” به میان ” بیاورید یا ” کنار ” بگذارید . خوب بکنید دیگر چکار میز نگون بخت دارید . میز را بی خیال بابا!

2 حاشیه to “”

  1. همکار قدیمی:

    شما اصفهانی‌ها چرا این‌قدر فکر می‌کنید موجودات با مزه‌ای هستید؟ لودگی و طنز دو مقولة جدا از هم است و همین‌طور رندی با خرمردِرندی خیلی فرق دارد. حالا که تو هم وقتش را داری و هم امکانش را بد نیست دو سه واحد درس در مورد طنز بگذرانی. موضوع درست و جدی‌ای داری که همانقدر جدی و اصولی است که می‌طلبد خیلی دقیق و جدی آن‌را بنویسی. فرم نوشتن این قبیل موضوعات در «غلط ننویسیم» یادت هست؟

  2. maryam:

    همکار قدیمی چرا اسمت رانمی آوری؟ از کجا می دانی من وقت دارم؟ از کجا می دانی که می خواسته ام طنز بنویسم؟ کدام طنز؟ حرف زدن معمول من همین است. انگار حرف زدن معمول اصفهانی ها خیلی دلخورت می کند!
    ادعا نکردم که مقوله را باز می کنم. نکته بود. به نظرم آمد. دو خط نوشتم. ولسلام. تعهد نسپردم کالبد شکافی کنم.

حاشیه بزنید