<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/</link>
	<description>دفترچه شخصی مریم نبوی‌نژاد</description>
	<lastBuildDate>Wed, 30 Sep 2009 10:19:18 -0400</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: محمدعلی</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/comment-page-1/#comment-86483</link>
		<dc:creator>محمدعلی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 20:49:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/#comment-86483</guid>
		<description>عکس این موضوع هم هست.مخصوصا در مورد ترجمه جملات لاریجانی،که مترجم بدبخت جونش در میره تا یه چی سر هم میکنه!
در ضمن این همکار قدیمیتون شدید منو یاد برادرانمون در نشریه محترم کیهان انداخت!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عکس این موضوع هم هست.مخصوصا در مورد ترجمه جملات لاریجانی،که مترجم بدبخت جونش در میره تا یه چی سر هم میکنه!<br />
در ضمن این همکار قدیمیتون شدید منو یاد برادرانمون در نشریه محترم کیهان انداخت!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: maryam</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/comment-page-1/#comment-76887</link>
		<dc:creator>maryam</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 May 2008 14:58:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/#comment-76887</guid>
		<description>همکار قدیمی چرا اسمت رانمی آوری؟ از کجا می دانی من وقت دارم؟ از کجا می دانی که می خواسته ام طنز بنویسم؟ کدام طنز؟ حرف زدن معمول من همین است. انگار حرف زدن معمول اصفهانی ها خیلی دلخورت می کند!
ادعا نکردم که مقوله را باز می کنم. نکته بود. به نظرم آمد. دو خط نوشتم. ولسلام. تعهد نسپردم کالبد شکافی کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همکار قدیمی چرا اسمت رانمی آوری؟ از کجا می دانی من وقت دارم؟ از کجا می دانی که می خواسته ام طنز بنویسم؟ کدام طنز؟ حرف زدن معمول من همین است. انگار حرف زدن معمول اصفهانی ها خیلی دلخورت می کند!<br />
ادعا نکردم که مقوله را باز می کنم. نکته بود. به نظرم آمد. دو خط نوشتم. ولسلام. تعهد نسپردم کالبد شکافی کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: همکار قدیمی</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/comment-page-1/#comment-76886</link>
		<dc:creator>همکار قدیمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 May 2008 14:12:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/archives/2008/05/691/#comment-76886</guid>
		<description>شما اصفهانی‌ها چرا این‌قدر فکر می‌کنید موجودات با مزه‌ای هستید؟ لودگی و طنز دو مقولة جدا از هم است و همین‌طور رندی با خرمردِرندی خیلی فرق دارد. حالا که تو هم وقتش را داری و هم امکانش را بد نیست دو سه واحد درس در مورد طنز بگذرانی. موضوع درست و جدی‌ای داری که همانقدر جدی و اصولی است که می‌طلبد خیلی دقیق و جدی آن‌را بنویسی. فرم نوشتن این قبیل موضوعات در «غلط ننویسیم» یادت هست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما اصفهانی‌ها چرا این‌قدر فکر می‌کنید موجودات با مزه‌ای هستید؟ لودگی و طنز دو مقولة جدا از هم است و همین‌طور رندی با خرمردِرندی خیلی فرق دارد. حالا که تو هم وقتش را داری و هم امکانش را بد نیست دو سه واحد درس در مورد طنز بگذرانی. موضوع درست و جدی‌ای داری که همانقدر جدی و اصولی است که می‌طلبد خیلی دقیق و جدی آن‌را بنویسی. فرم نوشتن این قبیل موضوعات در «غلط ننویسیم» یادت هست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
