بوها. موشها. لباس ها. چروک ها. چربی ها. چسبندگی ها. گم شده ها. به هم ریختگی ها. خرده نان ها. پلاسیده ها. ته صابون ها. ته قوطی ها. علف ها. تشنه ها. شاشو تنبل ها. قطره ها. جامانده ها. بعدا بعدا ها. لکه ها .

نبودند هم چیزی از خفت زنده بودن کم نمی شد. هستند که نکبت اش را چندان کنند.

3 حاشیه to “”

  1. گلمریم:

    اگر نبودند باز هم ما چیزهای کوچک دیگری کشف می کردیم که آزارمون بدن. مثلا همین الان هم خیلی چیزها نیست. مثلا دایناسور در سایز سوسک که بچسبه به بدنت و کنده نشه. یک چیزهایی هم مست که خیلی بد و ناخوشاینده ولی واسه بقیه است و به طرز بی رحمانه ای آدم خوشحال میشه که برای خودش نیست.

  2. Ms.reddunhill:

    مثل يك عالم اثر انگشت روي ديوار يك دنياي تك نفره …….

  3. داستانک:

    هستند..

حاشیه بزنید