از همه کسانی که به آگهی پست قبلی پاسخ دادند سپاسگزارم. به زودی چند تایش را امتحان می کنم تا ببینم کدام راه به نتیجه می رسد. به آنهایی که خواسته بودند از نتیجه باخبر شوند هم خبر می دهم .
نکته جالبش این بود که متوجه شدم کم نیستند کسانی که مشکل شبیه به من دارند. و دست آخر هم اکثرا مجبورند دست به دامن دوست و آشنا بشوند.

یادش به خیر پارسی بوکز را ! طرحی بود که یک دهه زود به دنیا آمده بود.وگرنه امروز حتما نتیجه می داد.

3 حاشیه to “”

  1. گیتی:

    من برای پسرخاله ام و یکی از دوستانم گاهی کتاب می فرستم؛البته برنامه ی مشخصی ندارد.هروقت که جایی پرسه می زنم و کتاب دوست داشتنی ای می بینم یا مورد خاص و جدیدی هست این کار رو می کنم،اگر کسی را با نظمی که دلت می خواهد پیدا نکردی من هستم.

  2. گلمریم:

    ای واییی! من چرا دیر خبر شدم؟ مگه من مردم خواهر؟ اگه هرچند تا دوست دیگه هم هستن که میخوان بگن براشون بفرستم. حالا چی میشه این وسط یه پولی هم من به جیب بزنم؟ ارزون حساب می کنم مشتری شین.

  3. لیلی:

    سلام راستش خیلی دلم میخواست بنویسم اما چی نمی دونم این خیلی سخته که ساعت دو نیمه شب بیدار باشی و دلت بخواد با یکی گپ بزنی اما همه خواب باشند
    از طرفی تا حالا چند تا وبلاگ باز کردم اما چون پیوسته ننوشتم همشون بسته شدند دیدم برای آدم بی نظمی مثل من که نمی تونه حتی یک وبلاگ رو برای خودش حفظ کنه بهتره که بره کامنت بنویسه اما چرا شما باید بگم وبلاگ شما اولین وبلاگی بود که من خوندم و با وبلاگ شما با وبلاگ هایی مثل لیلای لیلی آشنا شدم حدود شش سال پیش بود و من دانشجوی دکتری بودم یاد اون روزها بخیر هدفمندتر از الان بودم خوب بعد این همه سال خوندن مطالب شما شاید زیاد بد نیست شما هم یک مطلب از من بخونین البته اصراری نیست چون می تونین راحت حذفش کنین. امیدوارم موفق باشین

    * ولی شما که نشانی ات را نگذاشته ای؟ *

حاشیه بزنید