<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://maryamin.com/fa/archives/2008/07/716/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/07/716/</link>
	<description>دفترچه شخصی مریم نبوی نژاد</description>
	<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 00:42:56 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: لیلی</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/07/716/#comment-84507</link>
		<dc:creator>لیلی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 20:46:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/?p=716#comment-84507</guid>
		<description>سلام راستش خیلی دلم میخواست بنویسم اما چی نمی دونم این خیلی سخته که ساعت دو نیمه شب بیدار باشی و دلت بخواد با یکی گپ بزنی اما همه خواب باشند
از طرفی تا حالا چند تا وبلاگ باز کردم اما چون پیوسته ننوشتم همشون بسته شدند دیدم برای آدم بی نظمی مثل من که نمی تونه حتی یک وبلاگ رو برای خودش حفظ کنه بهتره که بره کامنت بنویسه اما چرا شما باید بگم وبلاگ شما اولین وبلاگی بود که من خوندم و با وبلاگ شما با وبلاگ هایی مثل لیلای لیلی آشنا شدم حدود شش سال پیش بود و من دانشجوی دکتری بودم یاد اون روزها بخیر هدفمندتر از الان بودم خوب بعد این همه سال خوندن مطالب شما شاید زیاد بد نیست شما هم یک مطلب از من بخونین البته اصراری نیست چون می تونین راحت حذفش کنین. امیدوارم موفق باشین

* &lt;em&gt;ولی شما که نشانی ات را نگذاشته ای؟&lt;/em&gt; *</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام راستش خیلی دلم میخواست بنویسم اما چی نمی دونم این خیلی سخته که ساعت دو نیمه شب بیدار باشی و دلت بخواد با یکی گپ بزنی اما همه خواب باشند<br />
از طرفی تا حالا چند تا وبلاگ باز کردم اما چون پیوسته ننوشتم همشون بسته شدند دیدم برای آدم بی نظمی مثل من که نمی تونه حتی یک وبلاگ رو برای خودش حفظ کنه بهتره که بره کامنت بنویسه اما چرا شما باید بگم وبلاگ شما اولین وبلاگی بود که من خوندم و با وبلاگ شما با وبلاگ هایی مثل لیلای لیلی آشنا شدم حدود شش سال پیش بود و من دانشجوی دکتری بودم یاد اون روزها بخیر هدفمندتر از الان بودم خوب بعد این همه سال خوندن مطالب شما شاید زیاد بد نیست شما هم یک مطلب از من بخونین البته اصراری نیست چون می تونین راحت حذفش کنین. امیدوارم موفق باشین</p>
<p>* <em>ولی شما که نشانی ات را نگذاشته ای؟</em> *</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: گلمریم</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/07/716/#comment-84502</link>
		<dc:creator>گلمریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 07:40:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/?p=716#comment-84502</guid>
		<description>ای واییی! من چرا دیر خبر شدم؟ مگه من مردم خواهر؟ اگه هرچند تا دوست دیگه هم هستن که میخوان بگن براشون بفرستم. حالا چی میشه این وسط یه پولی هم من به جیب بزنم؟ ارزون حساب می کنم مشتری شین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای واییی! من چرا دیر خبر شدم؟ مگه من مردم خواهر؟ اگه هرچند تا دوست دیگه هم هستن که میخوان بگن براشون بفرستم. حالا چی میشه این وسط یه پولی هم من به جیب بزنم؟ ارزون حساب می کنم مشتری شین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: گیتی</title>
		<link>http://maryamin.com/fa/archives/2008/07/716/#comment-84469</link>
		<dc:creator>گیتی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 06:08:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamin.com/fa/?p=716#comment-84469</guid>
		<description>من برای پسرخاله ام و یکی از دوستانم گاهی کتاب می فرستم؛البته برنامه ی مشخصی ندارد.هروقت که جایی پرسه می زنم و کتاب دوست داشتنی ای می بینم یا مورد خاص و جدیدی هست این کار رو می کنم،اگر کسی را با نظمی که دلت می خواهد پیدا نکردی من هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من برای پسرخاله ام و یکی از دوستانم گاهی کتاب می فرستم؛البته برنامه ی مشخصی ندارد.هروقت که جایی پرسه می زنم و کتاب دوست داشتنی ای می بینم یا مورد خاص و جدیدی هست این کار رو می کنم،اگر کسی را با نظمی که دلت می خواهد پیدا نکردی من هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
