زاده اضطراب جهان
به جای متولد ماه مهر باید نامم را می گذاشتند زاده اضطراب جهان. مگر غیر از این هم می شود. از مادر جوانی که تازه کار دادیاری اش را در شهری جدید آغاز کرده است و افسر وظیفه ای که در غروب های دلتنگ پادگان نامه های عاشقانه می نویسد. هر دو غریب. هر دو دور.
چه فکر می کردند آن سرهای پرشور؟
رویاهایم را به بیداری می بینم. ساحل صخره ای و بلند است . باد می آید . شدید. اصلا موهای همیشه کوتاهم را برای همین روز بلند کرده ام
که باد دستمالی اشان کند. بر صخره ایستاده ام. دریا می رقصد. یک عمر راه آمده ام. ننه دریا آغوش باز می کند. من می پرم توی بغلش.
July 18th, 2008 at 6:39 pm
منم مهریام.
July 18th, 2008 at 7:15 pm
سلام : كم كم فكر مي كنم كه : اضطراب هيچ ربطي انگار به هيچ شرايطي ندارد … انقدر كه آدم مي بينم در هزاران شرايط ِ گوناگون ، ولي با اضطراب … جامعه شناسي و روان شناسي و … هم دارد برايم مي رود زير ِ تيغ ِ نگاه ِ دوباره … جان و ذهن ِ آشفته : منتظر ِ آشفتگي است ؛ اما اين آماده گي براي ” اضطراب ” : … ن ِ مي دا نم
اما ” اصلا موهای همیشه کوتاهم را برای همین روز بلند کرده ام ” چه زيبا بود …
July 20th, 2008 at 5:13 am
و من هم ………….ولی خوب چه میشه کرد اظطراب …ترس …. زاده تخیل قوی ست …زاده ذهن فعال ……
July 20th, 2008 at 7:04 am
چرا همیشه اینقدر مشوش و آشفته اید ؟ انگار ذهنتان مثل یک صندوقچه بهم ریخته است که همه چیز تویش پیدا میشود ولی هیچ چیز سرجایش نیست و بموقع پیدایش نمی شود کرد.چرا وبلاگ نویس های خارج از کشور اینقدر درهم و مغشوش مینویسند .اینقدر هذیان وار .قصدم توهین نیست ولی هر وقت به شما سر میزنم آدم را مضطرب میکنید …کاش شما که قدرت نگارش خوبی دارید گاهی هم آرام بودید .من فکر میکنم شما فقط میدوید و نفس نفس زنان از هرچه در مسیر دویدن دیده اید یک نفس حرف میزنید شاید بهتر باشد بایستید نفسی تازه کنید و در آرامش حرف بزنید حتی تلخ ترین حرفهایتان را……….
July 20th, 2008 at 11:41 am
زیبا می نوسیدحتی اگر گاهی آدم را مظطرب کنید.
July 20th, 2008 at 11:33 pm
ببخشید مضطرب صحیح است.
July 21st, 2008 at 6:31 am
وای ننه نپریا.
July 27th, 2008 at 3:56 pm
سلام .دیوونتم مریم جون با اون که نمیدونم چند سالته و چه قیافه ای هستی!
ولی دیوونتم.فوق العاده مینویسی طوری که روزی 100 وبلاگت رو بخونم خسته نمیشم.
انصافا وبلاگت بهترین وبلاگ فارسیه.
میلاد از اهواز