یاداشت بردار

دوباره شروع کرده ام به یادداشت برداشتن. یادداشت برداشتن از همه چیز. درباره همه چیز. به خاطر همه چیز.
زمانی این کار را ترک کردم چون فکر می کردم چه فایده دارد؟ چون وقت کندن و کوچیدن که شد دیدم این همه بار کاغذ را نمی شود با خود جایی برد. یک مشتش را آوردم . مشت بزرگترش را ریختم دور.
حالا باز همه جا پر از دفترچه شده است. کنار تخت. کنار پنجره. لب سکوی آشپرخانه. روی میز توی حیاط. لب ایوان. زیر صندلی . لای تشک مبل. جیب عقب شلوار .
باید همه چیز را یادداشت کرد. همه چیز را باید ضبط کرد. همه چیز را باید از یاد نبرد.

3 حاشیه to “یاداشت بردار”

  1. سکوت شبانه:

    نوشته ت نوستالژیکی تلخی برای من همراه داشت و ای کاش می شد تو جابه جای های زندگی هیچکدوم محکوم به دور ریختن نمی شدند

  2. Anonymous:

    وقتی دیر به دیر می نویسی دلم برات تنگ میشه

  3. خشایار:

    اتفاقا باید همه چیز را یادداشت کرد و بعد همه را هم دور انداخت و بعد دوباره از نو! زندگی یعنی یادآوری و فراموشی توامان و بی وقفه….

حاشیه بزنید