شب مهتاب

باز هم همان داستان است . مکان تازه و ذهن که شبها شروع کرده است به بایگانی تصاویر قدیمی و از بایگانی بیرون کشیدن تصاویر خیلی خیلی قدیمی که معلوم نیست یکباره چرا حالا شروع کرده است به بیرون کشیدن از قفسه های خاک خورده ذهن. امشب در حال دوچرخه سواری در این خیابان های خالی نقش مهتاب را در کانال آب تماشا کردم . در راه خانه از زیر نور چند لامپ مهتابی گذشتم. حالا ذهن دارد دنبال جزییات خانه دایی فرج می گردد.
یکی نیست بگوید خانه عجیب و غریب دایی فرج در خیابان انقلاب تهران جایی نزدیک پیچ شمیران در سال 1362 چه ربطی به اینجا دارد؟ نمی دانم. دایی فرج دایی مادربزرگ بود. سال 62 که مرد اولین بار بود که خانه عجیبش را می دیدم. هنوز هم هرچه فکر می کنم نمی فهمم معماری عجیب آن خانه محصول کدام دوران مدرن شدن تهران بود؟ خانه ای در سه طبقه با پلکان مارپیج تنگ و اتاق های تو در تو و آشپزخانه تاریک و مهمان خانه اش که در طبقه دوم و به صورت یک اتاق مجزا به شکل حرف ال انگلیسی بود.
این خانه ها را در کدام دوران در تهران می ساختند؟ بعضی خانه های اعیانی ساخت دهه 1340 را نیز در اصفهان دیده بودم که مهمانخانه بالای پلکان حلزونی در طبقه دوم و یک اتاق مجزای فراخ بود. چرا مهمان خانه در طبقه دوم؟ چرا اینقدر نسبت به بقیه قسمت های خانه بزرگ و دست و دلباز در نور و بلندای سقف؟ این مختصات معماری کجا بود؟ کار کدام مکتب معماری بود؟
امشب شب مهتاب است و کله من در هوای یک شب تابستانی تیرماه 1362 و عزاداری دایی فرج در خانه پیچ شمیران. نه ماه بعد خانه به فروش رفت. باید از دایی زاده های مادربزرگ بپرسم آیا کسی هنوز عکس های آن خانه را دارد؟.

3 حاشیه to “شب مهتاب”

  1. habib:

    وحتی عکسی از ان خانه اگر دایی هایتان بگیرند ………… مرا هم علاقمند ساختید تا عکسی از ان خانه ببینم

  2. s:

    man dar 3rah jaleh rooberooy dashkadeh adbiyat zangi kardam masle hamin khooneh zaharn salhay 1330 ta 1338 sakhteh shoodeh bod

  3. milad:

    tebghe mamool asheghe neveshtehatam!

حاشیه بزنید